ابو الفضل مير محمدى زرندى
304
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
فائده بحث در امورى چند خلاصه مىشود : اول : معروف در بين مسلمين اين است كه در كتاب خدا ناسخ و منسوخ وجود دارد بلكه بعضى از محققين مىگويند : نسخ حكم بدون نسخ تلاوت الفاظ ، مشهور بين علماء و مفسرين است « 1 » و آيهء شريفه « ما ننسخ من آية اوننسها نات بخير منها أو مثلها » « 2 » : ( آنچه از آيات را نسخ كنيم و يا تأخير بيندازيم بهتر از آن و يا مانند آن را مىآوريم ) شاهد خوبى بر مطلب است و نيز بر مطلب دلالت مىكند آنچه كه سليم بن قيس مىنويسد : امير المؤمنين على ( عليه السلام ) مىفرمود : احاديث پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) مانند قرآن داراى ناسخ و منسوخ و عام و خاص است « 3 » . و چون در ناسخ ، شرط است كه متأخر از منسوخ باشد پس بحث نسخ در آيات قرآنى ارتباط عميقى به مطلب مورد بحث دارد تا بفهميم كداميك از دو آيه مكى است و متقدم و ديگر مدنى است و متأخر تا متأخر را ناسخ متقدم قرار دهيم هر گاه جمع بين آن دو ممكن نباشد . دوم : چون ظهور هر كلامى از حيث وضع و عرف ، احتياج به قرائنى - مانند مكان صدور و زمان آن و يا مخاطب و يا جوى كه قرآن در آن نازل شده و امثال آنها - دارد پس هر گاه اين مطالب براى بحث كننده روشن گردد بظهور كلام به خوبى پى خواهد برد . و ممكن است قرآن شريف نيز از اين ضابطه دور نباشد زيرا هر گاه معلوم شود آيه مورد بحث مكى يا مدنى است و يا قبل از هجرت نازل شده يا بعد از آن ، طبعا مفسر در بيشتر
--> ( 1 ) البيان في تفسير القرآن ، ص 196 . ( 2 ) سوره بقره ، آيه 100 . ( 3 ) كتاب سليم بن قيس ، ط نجف ، ص 85 .