ابو الفضل مير محمدى زرندى
301
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
كسى كه قرآن را از روى آن تلاوت كند و از چشمش بهره برد ، براى والدينش گر چه كافر هم باشند تخفيفى حاصل مىشود . 11 - ابوابى ديگر نيز مشاهده مىشود كه مجموع آنها به 51 باب مىرسد كه كلا دلالت دارد بر اينكه آنچه در بين دو جلد از قرآن شريف موجود است قطعا قرآن است و واجب است عمل به آن و احترام آن و نيز واجب است بهرهمندى و فروغ گيرى از آن « 1 » . و اضافه مىشود بر آن ، آنچه در كتابهاى اهل تسنن ديده مىشود چه در صححاح ششگانه و چه در غير آن از كتابهاى خود كه احاديث را در آن وارد كردهاند و اعم از آنچه در فضايل قرآن و يا تحريض به قرائت آن و يا احترام و تعظيم آن آمده است مانند آنچه بخارى نقل مىكند : مىگويد از عثمان بن عفان روايت شده كه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرموده برترين شما كسى است كه قرآن را ياد بگيرد و تعليم نمايد . و معلوم است نظر و هدف عثمان از نقل اين حديث تحريك مردم بر قرائت اين قرآن موجود بوده كه ابو بكر آن را از قرآنهايى كه در عصر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) جمع شده بود نوشت و دستور استنساخ آن را داد . و نيز اخبار زيادى وارد شده كه احاديث را بايد به قرآن مجيد عرضه كرد و آنچه از آنها موافق قرآن باشد گرفت و الا بايد ردّ كرد . و به تعبير بعضى از روايات ، آنها را بايد به ديوار زد . و مرحوم فيض در كتاب « وافى » « 2 » در اين خصوص بابى منعقد نموده و در آن احاديث زيادى را آورده كه تعدادى از آن عبارتند از : 1 - مرحوم كلينى با سند خود از امام صادق ( عليه السلام ) روايتى نقل كرده كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود : هر حقى داراى حقيقتى و در هر راستى نورى است پس آنچه را از احاديث كه موافق قرآن است بگيريد و آنچه را كه مخالف آنست طرح ورد كنيد . 2 - مرحوم كلينى نيز با سند خود از ابن ابى يعفور نقل كرده مىگويد : از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيدم احاديثى براى ما نقل مىشود كه مضمون آنها با هم مختلفند و بعضى از آنها را شخص موثق و برخى ديگر را شخص غير موثق نقل مىكند . فرمود : هر وقت
--> ( 1 ) وسائل ط جديد كتاب صلات ج 4 ص 823 . ( 2 ) وافى ابواب العقل و العلم باب الاخذ بالسنه و شواهد الكتاب ، ج 1 ، ص 97 و در طبع قديم ص 54 .