ابو الفضل مير محمدى زرندى
283
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
مثال آورد ؛ يعنى : هر آينه نسى ( يعنى تغيير و تبديل كردن ماهى به ماهى ديگر و حكم ماه حرامى را در هر سه سال سالى ده روز به ماه متأخر انداختن كه بدعت زمان جاهليت بوده است ) افزايش در كفر است كه كافران را به گمراهى كشانيد چون آنان در سالى ماه حرامى را حلال شمرده و در سال ديگر حلالى را حرام تا بدينوسيله عده ماههائى كه خدا آنها را حرام كرده پايمال كنند و حرام خدا را حلال كنند . و معلوم است كسى كه از تاريخ و سبب نزول آيه اطلاع نداشته باشد ( كه در زمان جاهليت بر حسب مرسوم ، بعضى از ماههاى حرام را با اختيار خود بتأخير مىانداختند تا حلال شمارند ) از آيهء شريفه چيزى نمىفهمد و آيه را از متشابهات مىداند . پنجم : چه بسا مصنفين ، كتابى را تأليف مىكنند كه محتوى علوم زيادى باشد با اين حال قرائت آن سهل و حفظ آن راحت باشد و قاريان آن بتوانند به آسانى الفاظ آن را به ذهن خود بسپارند و مورد بحث قرار دهند بنابر اين ناچارند كه اصل آن را كه جامع است ذكر كنند و قرائن حاليه و زمانيه و غيره را متعرض نشوند و كتاب خود را در حد امكان مختصر كرده و از تطويل بپرهيزند و در واقع مىخواهند كتاب ، جامع اصول باشد گر چه جزئيات مطلب از آن استفاده نشود . زيرا هر گاه نويسنده جزئيات و قرائن و خصوصيات را ذكر مىنمود كتابش داراى ضخامتى مىشد كه حفظ آن مشكل مىگشت . و ممكن است در بعضى از متشابهات قرآن اين نكته مراعات شده و خداوند به منظور ياد شده ، جمله را متشابه آورده است نظير اين قول خداى متعال : « لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ » : روى آوردن شما به سمت مشرق و مغرب از نيكيها نيست . اين آيهء شريفه داراى ظاهريست متشابه كه مورد ارادهء خداوند نيست ولى هر گاه از سبب نزول آيه شريفه مطلع شويم آيه شريفه معناى محكمى پيدا مىكند و دلالتش واضح و بدون كوچكترين اجمال و يا تشابه مورد استفاده قرار مىگيرد و اما سبب نزول آيه بنا به آنچه گفته شده اين است كه پس از تحويل قبله از بيت المقدس به كعبه ، مسلمانان معتقد شدند كه اين حكم در آينده مورد اشكال و اعتراض يهود و نصارى خواهد شد و مسلمانان را به زحمت انداخته زجر خواهند داد تا اينكه آيهء شريفه نازل شد كه دلالت مىكند بر اينكه روى كردن و توجه به مشرق در حال نماز ، اى گروه نصارى و يا به مغرب روى كردن ، اى