ابو الفضل مير محمدى زرندى

28

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

سؤال كنيد قبل از آنكه مرا از دست بدهيد ، از كتاب خدا بپرسيد ، قسم به خدا آيه‌اى نازل نشد ، مگر اينكه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) قرائت آن را به من ياد داد و تأويلش را تعليم نمود . پس ابن كواء عرض كرد : آياتى كه در غياب شما نازل مىشد چگونه است ؟ فرمود : آنها را پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ضبط مىفرمود وقتى كه به حضورش مىرسيدم اظهار مىنمود اينها در غياب تو نازل شده ، پس به من ياد مىداد و تأويل آنها را مىفرمود . . . « 1 » به نظر مىرسد كه اين عنايت پيغمبر مكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) بقرينهء روايات ديگر ، براى اين بوده كه كتاب خدا كتابت گردد و از بين نرود . 2 - در مقدمه تفسير « مرآة الانوار » فصل 5 از زيد بن على روايتى را نقل مىكند كه گفته شده كه امير المؤمنين ( عليه السلام ) فرمود : خواب مرا نگرفت و پلك‌هاى چشمم روى هم نيفتاد تا اينكه از رسول خدا فرا گرفتم آنچه را كه جبرئيل در آن روز نازل كرده از حلال و يا حرام و يا سنت و يا امر و نهى و اينكه در خصوص چه چيز و درباره چه كس نازل شده است . راوى گفت : از نزد زيد خارج شديم و در راه به طائفه معتزله ( طائفه‌اى است از اهل تسنن ) برخورد كرديم و آنچه شنيديم براى آنان نقل كرديم پس آنان ، مطلب را استبعاد كرده ، اظهار كردند اين كار ، بس عظيم است زيرا على ( عليه السلام ) چه بسا از حضرت جدا بود ( يعنى نمىشود تمام احكام و وحى را ياد بگيرد ) پس برگشتيم به نزد زيد و اشكال معتزله را بيان كرديم . زيد در جواب گفت : پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) در روزهايى كه على ( عليه السلام ) غايب بود ، وحى را در حافظه نگه مىداشت و وقتى كه على ( عليه السلام ) به محضرش مىآمد مىفرمود : يا على ، در فلان روز ، اين آيات نازل شده و در روز بعد ، فلان آيه تا اينكه تمام روزها را مىشمرد و احكام نازله در آن روز را تعليم مىكرد پس اين جواب را براى معتزله گفتيم . 3 - رافعى ( مؤلف كتاب اعجاز القرآن ) ادعاى اجماع كرده كه على بن ابى طالب ( عليه السلام ) و ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت و عبد اللّه بن مسعود ، قرآن را نوشته‌اند و قرآن آنان ، براى قرآن‌هايى كه بعدا نوشته شد اصل بود « 2 » ( يعنى قرآنهاى متأخر از روى آنها نوشته شد ) .

--> ( 1 ) كتاب سليم بن قيس ، ص 171 . ( 2 ) اعجاز القرآن ، ص 35 .