ابو الفضل مير محمدى زرندى

278

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

و اما آنچه كه با آنها استدلال شده - و يا ممكن است استدلال شود - بر علم راسخون اخباريست كه تعدادى از آنها را نقل و سپس اخبار معارض را نيز نقل نموده ، به جمع بين آنها مىپردازيم . البته قبلا هم گفته شد كه محتمل است از خود آيه نيز استفاده شود كه واو را عاطفه بگيريم و روايت ابن عباس را نيز در تأييد آن نقل كرديم و اما روايات عبارتند از : 1 - شيخ نعمانى از على ( عليه السلام ) نقل مىكند و در زمان آن حضرت شيعه هر وقت از كارهاى خود فراغت پيدا مىكردند از حضرتش دربارهء مسائل مختلف سؤال مىكردند . يكى از آن سؤالها در رابطه با محكم و متشابه است كه امام ( عليه السلام ) در پاسخ مىفرمايد : وقتى كه اراده كردم با خوارج بجنگم و ابن عباس را نزد آنها فرستادم تا حجت را بر آنان تمام كنم به آنان گفتم : اى گروه خوارج شما را به خدا قسم مىدهم آيا شما مىدانيد كه در قرآن ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام هست ؟ گفتند : چرا ، مىدانيم . گفتم : خدايا تو شاهد بر اينها باش سپس گفتم : شما را به خدا آيا شما ناسخ و منسوخ قرآن را مىدانيد و محكم و متشابه و خاص و عام آن را مىدانيد گفتند : به خدا ما نمىدانيم . و گفتم شما را به خدا قسم مىدهم آيا من ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و عام و خاص قرآن را مىدانم گفتند : مىدانى . . . « 1 » . و اين جملات حضرت پس از آن بود كه آن حضرت براى آنان مثالى در رابطه با محكم و متشابه زده بود و مىفرموده آيه شريفه « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » از متشابهات است زيرا خداوند گاهى ضلالت را به خود نسبت مىدهد و گفتيم مراد از اين ضلالت گمراهى آنان است از راه بهشت و گاهى هم به كفار نسبت داده و در آيه ديگرى به بتها نسبت مىدهد پس ضلالت داراى اقسامى است كه قسمتى از آن پسنديده است و برخى از آن ناپسند است و قسمتى از آن نه مذموم است و نه محمود و پسنديده مانند ضلالت نسيانى . سپس آن حضرت موارد آن را مشروحا بيان فرمود . پس ، از اين حديث استفاده مىشود كه آن حضرت متشابهات را مىدانسته و ضلال را براى آن مثال زده است و براى اصحاب خود آن را تفسير فرموده است .

--> ( 1 ) بحار ، ج 93 ، ص 15 ، رساله الناسخ و المنسوخ ، ص 15 .