ابو الفضل مير محمدى زرندى

199

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

محمد ما را سحر كرده كه با اينكه قدرت به معارضهء قرآن داريم نمىتوانيم نظير آن را بياوريم . 3 - آيهء شريفهء « فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ » « 1 » : اگر ترا اجابت نكردند و نتوانستند نظير قرآن شريف را بياورند پس بدانيد همانا قرآن ، نازل شده خدا است ( و او است كه مىتواند چنين قرآنى را نازل كند نه ديگران ) . بنابر اين ، جهت اعجاز از ناحيهء خود قرآن و خصوصيتى است كه در آنست نه آنكه از جهت تعجيز خدا است كه قائلين به صرفه مىگويند : مثل قرآن مانند قصه موسى ( عليه السلام ) و ساحرين است كه نتوانستند مانند كار موسى را انجام دهند و چون آن كار ، فوق العاده و كار خدايى بود ، كشف كردند كه موسى ( عليه السلام ) حق و از ناحيهء خدا است « 2 » . پس با توجه به مطالب فوق ، قول آنان كه اعجاز قرآن را از جهت صرفه نمىدانند صحيح به نظر مىرسد و نيز مطالبى را در رد قول به صرفه در محل خود ذكر كرده‌اند كه چون ما آيات سابقه را در رد آنها كافى مىدانيم متعرض آنها نشديم . بعلاوه دليل‌هاى قائلين به صرفه ، بسيار ضعيف است و قابل اعتماد نيست و آن عبارت از دو دليل است : 1 - فصحاى عرب همانطور كه همه مىدانند ، عالم به مفردات قرآنند و نيز بعضى از جملات قرآنى مانند « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » را به خوبى مىدانند پس طبعا به سوره‌اى كه مركب از اين مفردات و جملات است قادر و عالم خواهند شد پس هر گاه با اين حال نتوانند ، حتما از ناحيهء خدا مصروف و ممنوعند . در جواب اين استدلال گفته شده : حكم سوره و جملات با مفردات ، متفاوت است و ملازمه‌اى بين مفردات و سوره نيست و كسى كه توانايى مفردات قرآن را داشته باشد ممكن است از جمله‌بنديهاى آنها بطور فصيح متعذر باشد . 2 - صحابه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) پس از آن حضرت ، وقتى كه مشغول جمع قرآن

--> ( 1 ) سورهء هود ، آيه 14 . ( 2 ) الاتقان ، ج 2 ، نوع 64 ، ص 119 .