ابو الفضل مير محمدى زرندى
193
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
مناسب است آنها را ذكر كنيم تا خواننده خود قضاوت كند : شيخ رافعى در كتاب اعجاز القرآن عدد آنان را به 9 نفر رسانده است « 1 » ولى ما از باب نمونه به سه نفر اشاره مىكنيم كه عبارتند از : 1 - مسيلمهء كذاب : كه در يمامه در ميان طائفه بنى حنيفه در عصر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ادعاى پيغمبرى كرد و مىگفت : براى من هم قرآن نازل مىشود و وقتى كه عمرو بن عاص به او گفت قرآنت را بخوان پس شروع كرد به اين عبارات و گفت : « يا ضفدع ، نقى فانك نعم ما تنقين ، لا واردا تنفرين ، و لا ماء تكدرين ، يا و بر يا و بر ، يدان و صدر ، سائرك حفر نفر » « 2 » . ترجمه : مطالبى است كه دربارهء قورباغه و اوصاف آن گفته : اى قورباغه ، تميز كن تميز كن ، تو خوب تميز مىكنى ، تو هيچ كس را از خود دور نمىكنى و آب را هم كدر نمىنمايى ، اى حيوان بيابانى اى حيوان بيابانى ، دو دست و يك سينه سير دهنده تو حفر و نفر است . خطابى مىگويد : اين جملاتى است بىفائده نه لفظ صحيح دارد و نه معناى مستقيم و نه از بلاغت چيزى در آن ديده مىشود ، گوينده آن لفظ براى سجع و قافيه ، اين كلمات را گفته است « 3 » . مسيلمه دربارهء حيوان صحرائى ، در مقابل حيوان بحرى كه در سابق گذشت مىگويد : « الفيل ما الفيل ، و ما ادراك ما الفيل له مشفر طويل ، و ذنب اثيل و ما ذلك من خلق ربنا بقليل » . ترجمه : فيل ، چيست آن فيل ؟ و چه ترا آگاه ساخت كه فيل چيست ؟ او داراى خرطوم طويل و دم اصيل است و لذا اينها در مخلوقات خدا بسيار ديده مىشود « 3 » . و خطابى چه خوب از اين جملات انتقاد كرده مىگويد : اى گويندهء « الفيل ما الفيل » كلامت را با « الفيل ما الفيل . . . » شروع كردى و فقط بذكر خرطوم و دم اكتفا كردى هر گاه تو از قانون كلام چيزى بلد بودى و از وضع منطق و اسلوبش چيزى مىدانستى كلام را از موضع خود بر نمىگرداندى و در غير مكانش قرار نمىدادى ؟ آيا نمىدانى اى عاجز كه اين مقدمه بايد امر مهمى را در برداشته باشد كه در اوصاف ، بس عظيم باشد آيا نمىبينى كه خداى
--> ( 1 ) اعجاز القرآن ، رافعى ، فصل 12 ، ص 141 . ( 2 ) حفر به معناى چاه و نفر به معناى كوچ كردن آمده است . ( 3 ) بيان اعجاز القرآن ، خطابى ، ص 55 .