ابو الفضل مير محمدى زرندى
186
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
در رابطه با تطهير و معالجه زخم و برص و تركهاى پوست بدن وارد شده است « 1 » . پس حكمت الهى اقتضا مىكرد معجزهاى مسانخ اين علمها را به حضرت عيسى ( عليه السلام ) اعطاء فرمايد كه برص داران و كوران و شب كوران را شفا دهد ، چنانچه در روايتى از امام هادى ( عليه السلام ) نقل شده كه خداوند عيسى ( عليه السلام ) را در زمانى مبعوث كرد كه مردم به مرضهاى مزمن مبتلا و محتاج به طبيب بودند پس خداوند از نزد خود چيزى عطا فرمود كه مانند آن در بين آنها نبود و مردگان را زنده نموده و برص دار و شب كور را سالم كرد و همه آنها به اذن خدا بود ، و به وسيلهء آن حجت را بر آنان تمام كرد . و نسبت به پيغمبر آخر الزمان نيز همين سنت الهى جارى شد و معجزهء مهم آن حضرت مسانخ با علم و هنر آن زمان بود ، در آن زمان فصاحت و بلاغت و ادب عربى بسيار رواج داشت . و مردم در آنها نبوغ و امتيازى داشتند ، مجالس و محافل و موسمها براى مسابقه و مفاخره در اين هنر تشكيل مىشد « 2 » . و بعضى ديگر مىنويسند . در آن زمان ، اعتبار و مقام هر شخص ، منوط به مقدارى بود كه از اين هنر بهره داشت و روى همين اصل بود كه بعضى از شعراء ، اشعار قديم خود را با آب طلا مىنوشتند و در پارچهء محكمى قرار مىدادند و در خانهء خدا نصب مىنمودند كه تعداد آنها هفت قصيده بوده و هر يك از آنها به مطلّاى فلان ، ناميده مىشد « 3 » و در روايتى كه در سابق از امام هادى ( عليه السلام ) نقل شد آمده است : خداوند در عصرى محمد ( صلّى اللّه عليه و آله ) را مبعوث فرمود كه در بين مردم خطب و كلام ( و شعر ) رايج بود پس خداى تعالى از موعظه و حكمتهاى خود نازل فرمود تا اقوال آنها را باطل و حجت را بر آنان تمام كرد . با توجه به مطالب فوق : معجزهء پيغمبر اسلام را در اين زمينه و ميدان ادب و فصاحت ، منفرد و ممتاز مىبينيم . پس قرآن شريف با بيان و فصاحت و بلاغت خود معجزهء دائمى اسلام است و حجتى است قاطع بر اهل فن و دانشمندان ماهر در ادب و با گواهى همين اهل فن بر سايرين نيز حجت است .
--> ( 1 ) مقدمه الآء الرحمن ، بلاغى ، ص 4 . ( 2 ) مقدمه الآء الرحمن ، ص 5 . ( 3 ) البيان ، نقل از عمده تأليف ابن رشيش ، ص 25 .