ابو الفضل مير محمدى زرندى
182
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
مقدمه بديهى است كه انبياى خدا بايد داراى معجزه باشند تا پيغمبرى خود را بوسيلهء آن ثابت كنند زيرا مردم به مجرد اينكه ببينند كسى ادعاى پيغمبرى مىكند ادعا را از او قبول نمىكنند مگر اينكه معجزه و امر خارق العادهاى از او مشاهده نمايند و اين مطلب بر تمام انبياء حتى آنان كه مانند پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) معروف به صدق و امانت باشند جاريست ، زيرا نبوت مقامى است بس و الا و شأنى است كه طبعا مورد طمع انسانها قرار مىگيرد و چون در شخص معروف به صدق ، پس از آنكه در مقام برآمد كه ادعاى پيغمبرى كند در او هم امكان كذب و احتمال خلاف مىرود . بنابر اين ، سرّ كلام محققين كه گفتهاند در قبول نبوت هر پيغمبرى معجزه لازم است معلوم مىشود كه با تعبيرهاى مختلف بيان نمودهاند كه به اندكى از آنها اشاره مىشود ، مىگويند : « و طريق معرفة صدقه ظهور المعجز على يده » « 1 » : راه شناختن نبوت ، معجزهاى است كه بايد از شخص مدعى صادر شود . و يا اينكه گفتهاند : « و طريق التّصديق بالنّبوّة و الإيمان بها ينحصر بالمعجز الّذى يقيمه النّبىّ شاهدا لدعواه » « 2 » : راه تصديق و ايمان به هر نبوتى منحصر است در معجزه كه مدعى نبوت براى اثبات ادعا آن را مىآورد . آياتى چند در اثبات مطلب 1 - آيهء شريفه « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ »
--> ( 1 ) تجريد الاعتقاد ، خواجه نصير طوسى ، بحث نبوت ، ص 214 . ( 2 ) تفسير البيان ، ص 28 .