ابو الفضل مير محمدى زرندى
177
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
اما از غير شيعه 1 - ابن الجزرى كلامى دارد كه در سابق نقل كرديم كه او براى جواز قرائت ، ضابطهاى مركب از 3 ركن گفته بود . 2 - ابن قدامه مىنويسد : آنچه كه در قرآن و مصحف عثمان است بايد تلاوت شود . و از احمد نقل شده كه او قرائت نافع را كه از طريق اسماعيل بن جعفر باشد و در صورت نبودن آن ، قرائت عاصم را در صورتى كه از طريق ابو بكر بن عياش باشد اختيار كرده است و قرائت ابو عمرو بن علا را مورد ستايش قرار داده است و از قرائتهاى ده نفر معروف كراهت نداشته است بجز قرائت حمزه و كسائى براى كسر و ادغام و تكلف و زيادت مدى كه در آنها هست « 1 » . 3 - از سيبويه نقل شده كه او قرائت ابو عمرو را در خصوص اسكان كلمه « بارئكم » و « يأمركم » مورد نكوهش قرار داده است « 2 » . 4 - از بعضى نقل شده كه آنان در صحت هفت نفر مبالغه كردهاند به حدى كه معتقدند كسى كه قرائت هفت نفر را متواتر نداند مرتكب كفر شده است « 3 » . 5 - و از بعضى ديگر خلاف قول سابق نقل شده كه مبالغه در نفى تواتر كرده است چنانچه مىگويد : فرقى بين اين قرائتهاى معروف و ساير قرائتها نيست بلكه آنها با روايات آحاد و اصل شده است و كسى كه به تواتر آنها معتقد شود امر منكرى را مرتكب شده است « 4 » . با توجه به مطالب فوق ، آنچه به نظر مىرسد اينكه گفته شود : چون قرآن شريف اسم براى كلام خاصى است پس قابل تعدد و اختلاف نيست چنانچه در اخبار مشاهده مىكنيم كه قرآن يكى است و از نزد واحد و يك نفر نازل شده است ولى اختلاف و تعدد از ناحيه راويان پيدا شده است « 5 » .
--> ( 1 ) المغنى فى الفقه ، ج 1 ، ص 534 و شارح در شرح مىنويسد ابو بكر بن عياش معتقد است كه قرائت حمزه بدعت است . ( 2 ) النشر فى القرائات العشر ، ج 2 ، ص 213 . ( 3 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 428 . ( 4 ) مدرك سابق . ( 5 ) التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 57 به نقل از اصول كافى ، ج 2 ، باب النوادر از كتاب فضل القرآن ص 630 حديث 12 .