ابو الفضل مير محمدى زرندى
168
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
تواتر و جواز قرائت و استدلال به آنها پيشگفتار : اشكال و خلافى نيست در اينكه بايد قرآن شريف را بر طبق اسلوب و طريقهء پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و اهل بيت و اصحاب گراميش قرائت نمود . قرائتى كه آن را از پيغمبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) شنيده باشند يا از كسانى كه از آن حضرت شنيده باشند ، نه آنچه در مصاحف و نوشتهها كه در آن زمان كتابت شده است ، زيرا نوشتهها در آن زمان ، خالى از اعراب و نقطه بود و كسى كه ابتداء مىخواست از آن استفاده كند به خطا دچار مىگشت . و آنچه را كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) قرائت كرده و اصحابش آن را تلقى و اخذ نمودهاند همان قرآن است كه نام و عنوان يك سلسله الفاظى است كه داراى مواد و صور مخصوصى هستند ، پس به كلماتى كه فاقد بعضى از مواد و يا صورت هستند ، قرآن گفته نمىشود ، ولى بعضى از حالات ، مانند سكون و وصل ، در تسميه و نام دخالتى ندارند ، گر چه در نماز و يا قرائت قرآن بايد آنها را نيز مراعات كرد چنانچه در محل خود ثابت است كه در ثواب تلاوت و يا در نماز ، شرط است كه بايد قرائت شرعا صحيح باشد . بنابر مطلب فوق ، بايد قرآن را با آن ماده و صورت كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) تلاوت فرموده و اصحابش آن را ضبط نمودهاند تشخيص داد ، و بر طبق آن قرائت نمود . بنابر اين ، در سه مورد بحث خواهيم كرد : 1 - آيا قرائات هفتگانهء معروف و يا زايد بر آن ، متواتر است . 2 - آيا جايز است قرآن را با اين قرائات معروف تلاوت كرد ، گر چه تواتر آنها ثابت نشود ؟ 3 - آيا بر فرض جواز قرائت ، مىشود از آنها براى حكمى استفاده كرد ؟ .