ابو الفضل مير محمدى زرندى

151

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

« الْوُسْطى » « و صلوة الظهر » را اضافه كرده بود « 1 » . مصحف ام سلمه سجستانى براى ام سلمه مصحفى ذكر كرده است و دلالت مىكند بر آن ، چيزى كه عبد الرزاق از عبد اللّه بن رافع نقل كرده است كه مىگفت : ام سلمه مرا امر كرد تا برايش مصحفى بنويسم و گفت وقتى كه به آيه « حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى » رسيدى مرا خبر كن پس او را خبر كردم و او « و صلوة العصر » را اضافه نمود « 2 » و اين جمله همانطور كه در قبل اشاره كرديم جزء قرآن نيست . مصاحف ديگر سجستانى مصاحف و قرآنهايى براى صحابه ذكر كرده مانند مصحف عبد اللّه بن زبير و مصحف عبد اللّه بن عمر ليكن دليل كافى نياورده است پس بهتر است متعرض آنها نشويم و بعلاوه وحدت قرآنها در زمان عثمان و قبول صحابه ، بحث از مصاحف را بىفايده نمود زيرا در زمان عثمان به غير از قرآنهايى كه خود دستور نوشتن آن را داده بود همه را سوزانيدند و يا شستند تا نوشتهء آنها از بين برود . بنابر اين ، بحث از چيزى كه وجود خارجى ندارد نتيجه‌اى نخواهد داد . وحدت قرآن‌ها و قصه حذيفه و عثمان پس از رحلت رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، با تبديل كلمات قرآن مجيد به مرادف آنها بر حسب تجويز عبد اللّه بن مسعود و ابى بن كعب و امثال آنان ، دامنه اختلاف وسيع‌تر گشت و مجادله در بين اصحاب هر قارى ، با ديگرى پيدا شد ، تا كار به جايى رسيد كه يكديگر را تكفير مىكردند . و از ابو قلابه نقل شده كه در زمان عثمان ، معلمهاى قرآن با هم در قرائت اختلاف داشتند و اين اختلاف ، به شاگردان آنان نيز سرايت كرد تا كار به تكفير همديگر رسيد تا

--> ( 1 ) مصنف ، عبد الرزاق ج 1 ، ص 578 ؛ الدر المنثور ، ج 1 ، ص 302 . ( 2 ) مصنف ، عبد الرزاق الصنعانى ، ج 1 ، ص 579 .