ابو الفضل مير محمدى زرندى
133
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
آنان به كتابت دارد . و اين معنى از ساير بيانات قرآن نيز ظاهر است ، و در اين باره فرقى بين عرب و عجم نبوده بلكه امراى ايران از كتابت و قرائت شرعا ممنوع بودند در مجمع البيان مىنويسد : امّى كسى را گويند كه كتاب دينى نداشته باشد و در تورات هم مرادف همين معنى ديده مىشود ولى به لفظ « اميين » و بعيد نيست كه اين معنا اصطلاح يهوديانى بوده كه در جزيرة العرب سكونت داشتند چون ظاهر از كلمه امى بحسب آنچه اهل لغت تصريح كردهاند كسى است كه خواندن و نوشتن نداند و يا نوشتن را نداند . و در مجمع البحرين مىنويسد : امى يعنى كسى كه كتاب نداشته باشد و از مشركين هم باشد . و قولى است بر اينكه امى ، منسوب به ام ( يعنى مادر ) است و چون كتابت ، تحصيلى و قابل اكتساب است و اين شخص گويا بر همان حال كه ازمادر متولد شده و چيزى نمىدانسته حالا هم همانطور مانده است . و قولى است كه امى منسوب به امت عرب است و چون اكثر عرب امى هستند و به كتابت آشنائى ندارند و يا در ميان آنها آشنا به كتابت كم است لذا اشخاصى كه نوشتن نمىدانند به امت عرب منسوب مىشوند و عربها را امّى مىگويند براى اينكه به همان حال كه از مادر متولد شده باقىاند « 1 » بنابر اين قول ، امى مأخوذ از امت ، به معناى جماعت مىباشد . و در اقرب الموارد مىنويسد : امى كسى است كه عالم به كتابت و قرائت نباشد ( منسوب به ام است ) و از وقتى كه از مادر متولد شده است چيزى اكتساب نكرده باشد « 2 » در زمان ما ، نيز امى را به كسى اطلاق مىكنند كه به كتابت و قرائت جاهل باشد . تعداد نويسندگان در مكه و مدينه تعداد نويسندگان بر حسب آنچه بلاذرى با سند از ابى بكر بن عبد اللّه بن ابى جهم العدوى نقل مىكند هفده نفر بودهاند ؛ او مىگويد : اسلام وقتى بروز كرد كه در قريش هفده نفر نويسنده كه مىتوانستند بنويسند وجود داشت سپس نام آنها را ذكر مىكند « 3 » . اما در مدينه بر حسب نوشته ابو عبد اللّه زنجانى از ده نفر بيشتر بوده - كه نام برده - و آنها توانايى
--> ( 1 ) مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 11 ، مادهء امم . ( 2 ) اقرب الموارد ، ج 3 ، ص 20 ، ماده امم . ( 3 ) فتوح البلدان ، قسم ثالث ، ص 580 .