عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

70

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

آنچه بوده كه از كتابت آن روزگار شناخته شده است يعنى تا جايى كه كتابت اعجام داشته . ما در پرتو اين مطلب مىگوييم كه به احتمال زياد ، خطى كه وحى بدان و به دستور پيامبر [ ص ] نويسانده مىشده ، اين اعجام را در بر داشته ، امّا صحابه آن را به همان قصدى كه ابن جزرى از آن در دنبالهء سخن خود ياد كرده ، حذف نموده‌اند . ابو عمرو دانى هم در اين باره مىگويد : « صحابهء نخستين ، مصاحف را از نقطه و حركت پيراستند زيرا قصدشان بقاى جواز و توسّع در لغات [ لهجه‌ها ] و قرائتهايى بوده است كه خداوند به بندگانش در گرفتن آن لغات و قرائتها ، اجازه داده است » « 1 » . از باب طرح موضوعى ديگر ، مىتوان پرسيد كه : آيا آن بخش از قرآن كه در روزگار پيامبر [ ص ] نوشته شده بود ، براى اخذ كنندگان آن ، منقوطتر از مصحف عثمان و بيشتر اعجام شده بود ؟ بايسته است براى تصوّر درستى از آن روزگار ، بگوييم : صحيفه‌هايى كه در آن بخشى از وحى به املاى پيامبر [ ص ] نوشته شده بود ، مرجع ضبط و ثبت براى كسانى كه به طور شفاهى از پيامبر [ ص ] دريافت مىكردند ، نبود زيرا بيشتر اعتماد آنها ، به حافظه‌شان بود - انجيل آنها در سينه‌هايشان بود « 1 » - . در كنار آن ، بعضى نسخه‌اى داشتند كه برخى از وحى را در آن نگاشته بودند و قرائتى داشتند كه آن را حفظ كرده و لغتى [ لهجه‌اى ] داشتند كه به آن سخن مىگفتند ، البته به ميزان اجازه‌اى كه حديث حروف هفتگانه ، به آنها مىداد . بنابر اين مىبينيم آن مكتوب در روزگار پيامبر [ ص ] - اگر اعجام آن درست باشد - فى ذاته ، نقطه‌گذارى و اعجام بيشترى داشته است ، اگر چه اثر اين نقطه‌گذارى و اعجام ، با وجود اجازهء قرائت به حروف هفتگانه و عدم وجود مصحفى نمونه [ امام ] از بين رفته است . با اين همه ، اوضاع بعد از كتابت عثمان دگرگون شد به طورى كه رسم الخط در بردارندهء وجوه زيادى گرديد . ولى عثمان ، قرائتهاى مباح و جايز را در محدودهء اجازهء عام [ در حديث حروف هفتگانه ] كه مخالف با رسم الخط او بود ، منع نمود و بعضى از حروف را لغو كرد و بر برخى باقى ماند . در آينده به هنگام سخن از متن قرآن در زمان بعد از پيامبر [ ص ] ، توضيح بيشترى ، در اين باره ، خواهيم داد .

--> ( 1 ) ابو عمرو الدّانى ، المحكم فى نقط المصاحف ، ص 3 .