عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

68

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مىكند ، اين امر ، به وسيلهء اعجام صورت مىگيرد . پيداست كه عربها در نقل اخبار به حافظه تكيه مىكردند و در روزگار پيامبر [ ص ] كتابت را تنها در ثبت متن قرآن - از ترس تحريف آن متن - به كار مىبستند . به كارگيرى آنها از حافظه در ثبت متون و نقل آن ، برخى را به اين امر سوق داد كه در نوشته‌هاى خود ، رعايت اعجام را ناديده بگيرند و حتّى كار به جايى رسيد كه « برخى از آنها اعجام و نقطه‌گذارى را شايستهء كتابها و نامه‌ها ندانستند ، چون بر اين امر دلالت دارد كه نويسنده ، آن كس را كه به دو نوشته ، با اين كار دچار وهم و سوء برداشت مىكند . » « 1 » تلاش معاصران در پژوهش و بررسى كتيبه‌ها و سندهاى باستانى كشف شده ، مسألهء اعجام را روشنى بخشيده است . از جمله مطلبى است كه حفنى ناصف بيان داشته كه « وى به نوشته‌هاى باستانى قبل از خلافت عبد الملك دست يافته است كه در آن اعجام برخى حروف مثل « باء » و امثال آن وجود داشته است . » « 2 » . دكتر ناصر الدين اسد هم با توضيح بيشتر آورده است كه وى به سندى پاپيروسى دست يافته است كه تاريخ آن به سال 22 هجرى قمرى در روزگار عمر بن خطّاب بر مىگردد و به دو زبان عربى و يونانى نوشته شده بود . آنچه كه از اين پاپيروس براى ما مهم است ، اين است كه ، برخى از حروف آن نقطه‌دار و با اعجام بوده است . حروفى مثل : ( خ ، ذ ، ز ، ش ، ن ) . همچنين است دربارهء كتيبه‌اى يافت شده به نزديكى طائف كه تاريخ آن ، سال 58 هجرى قمرى در روزگار معاوية بن ابى سفيان است كه بيشتر حروف آن ، كه به نقطه‌گذارى احتياج داشته‌اند ، نقطه‌گذارى و اعجام شده است « 3 » . امّا شكى نداريم كه ساختار اعجامى جاهلى كه به آن اشاره شده است ، از ساختارى كه بعدها ابو الاسود دؤلى ، نصر بن عاصم ، يحيى بن يعمر و ديگران - على رغم اختلاف روايتها - ابداع نموده‌اند ، متفاوت است و گرنه علّتى نداشت كه روايات آنچه را كه به وجود آورده‌اند ، به آنان نسبت دهند و ممكن است به بيان اين امر بسنده نمود كه آنها ساختارى را كه

--> ( 1 ) ناصر الدين الاسد ، مصادر الشعر الجاهلى ، ص 41 . ( 2 ) حفنى ناصف ، حياة اللغة العربية ، ص 70 . ( 3 ) ناصر الدين الأسد ، مصادر الشعر الجاهلى ، ص 40 .