عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
62
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
اطلاق واژهء « عربها » در سخن دكتر ناصر الدين اسد ، به معناى خاص « قوم عرب » نيست بلكه مراد وى آن است كه نوشتن در شبه جزيرهء عربستان ، در مكانهاى نامشخصى وجود داشته است امّا ورود آن به مكّه - بنا به خبرهاى وارد شده - از طريق « حرب بن اميّه » يا ديگر افراد نسل قبل از نسل پيامبر [ ص ] بوده است . در هر حال ، با پذيرش درستى نظر دكتر ناصر الدين اسد ، مىبينيم كه امر كتابت با قدمتش در شبه جزيره ، امرى شايع نبوده است ؛ بلكه محدود به اشخاص معدودى بوده است كه نمىتوان رواج كتابت در هر نقطه از شبه جزيره را به عنوان صناعتى به اين معدودهء اشخاص نسبت داد . تنها مىتوان بنا به آنچه كه كتابهاى اخبار آوردهاند ، اين مهم را به برخى تاجران كه بسيار اهل سفر به نقاط مختلف شبه جزيره بودهاند نسبت داد . بخش مهمى كه در اين زمينه بايد ملاحظه كنيم ، كلام قرآن در باب خط و مسائل وابسته به آن است بدون شك ، اين كلام از آن جهت كه متوجّه عربهايى است كه در پى تعيين تاريخ خط در ميان آنها هستيم ، براى ما مفيد خواهد بود . مثلا مىبينيم ، در قرآن ، خواندن و مشتقات آن ، حدود 90 بار آمده است و نوشتن و مشتقات آن حدود 300 بار . اوّلين آيه هم با « اقرأ » « 1 » بوده است كه بزرگداشت و ارجگذارى قلم توسط خداوند و آموختن چيزهايى كه آدمى آنها را نمىداند ، مىباشد . در آيات ديگر هم ، خداوند به « قلم » قسم ياد كرده است : وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ « 2 » قرآن موارد بسيارى از مشركان را ياد مىكند كه از پيامبر [ ص ] خواستار كتابى [ اسراء 17 / 93 ] يا « نامههايى سرگشاده » « 3 » بودند كه آن را بخوانند . چنان كه آنها وحى را افسانههاى پيشينيان وصف مىكردند و مىگفتند : . . . أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا « 4 » قرآن
--> ( 1 ) علق ( 96 ) ، بخشى از آيهء 1 . ( 2 ) قلم ( 68 ) ، بخشى از آيهء 1 : سوگند به قلم و آنچه مىنويسند . ( 3 ) مدّثّر ( 74 ) ، بخشى از آيهء 52 : . . صُحُفاً مُنَشَّرَةً . ( 4 ) فرقان ( 25 ) ، بخشى از آيهء 5 : . . . افسانههاى پيشينيان است كه آنها را براى خود [ پيامبر ] نوشته و صبح و شام بر او املا مىشود .