عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
58
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
الهى است ، بر مىگرداند چه وى كاتب هود ( ع ) بوده است . غريبهاى از يمن از قبيلهء « كنده » ، خط عربى را از « جلجان بن موهم » فرا گرفت كه مردم انبار هم از آن غريبه خط را دريافتند . عبد اللّه بن جدعان نيز خط را از مردم انبار برگرفت و « حرب بن اميه » نيز از « جدعان » اين خط را اخذ كرد و به قريش آموزش داد « 1 » . آنچه كه در اين خبر مبهم است ، آن است كه دانى گاهى فرد را مشخص مىنمايد و گاهى مرحله انتقال خط را به وسيلهء شخص گمنام مثلا غريبهاى از يمن تعيين مىكند و يا فراگيران را به طور عام ، مردم انبار ذكر مىكند و دوباره به طور مشخّص « عبد اللّه بن جدعان » را مطرح مىنمايد . در هر حال وى به اطلاعات تاريخى تكيه مىكند نه فرضهاى متافيزيكى . اگر به روايت ابو العباس بلاذرى « 2 » ( در گذشته به سال 279 ه . ق . ) مراجعه كنيم ، سلسلهء انتقال خط را چنين مىيابيم : مرامر ، اسلم و عامر هجاى عربى را بر هجاى سريانى قياس كردند و از آنها به مردم انبار رسيد . از مردم انبار هم به مردم حيره و از اينان به « بشر بن عبد الملك كندى » رسيد . از او هم به « سفيان بن اميّه » و « ابو قيس بن مناف ( زمان آمدن بشر به مكه براى تجارت ) رسيد . سه نفر [ بشر ، سفيان و ابو قيس ] به طائف رفتند و « غيلان بن سلمه ثقفى » از آنان خط را فرا گرفت . بشر به ديار مضر رفت و « عمرو بن زرارة بن عدس » از وى خط را فرا گرفت و « عمرو كاتب » ناميده شد . آنگاه بشر به شام آمد و گروهى در آنجا ، از وى خط را فرا گرفتند . همچنين مردى از طايفهء « طابخهء » كلب از آن سه شخص قبيلهء طى ، [ مرامر ، اسلم و عامر ] خط را فرا گرفت و به مردى از وادى القرى آن را بياموخت و چون آن مرد به وادى القرى برگشت ، در آنجا اقامت گزيد و از اين سو به آن سو رفت و به گروهى از قوم خويش خط را
--> ( 1 ) ابو عمرو عثمان بن سعيد الدّانى ، المحكم فى نقط المصاحف ، تحقيق دكتر عزة حسن ، 1960 ، ص 26 . در حياة اللغة العربية تأليف حفنى ناصف ، ص 51 آمده است كه نام كاتب هود ( ع ) « خلفجان » بوده است . ( 2 ) ذكر روايت بلاذرى را كه از قديمىترين روايتهاست از آن حيث در پايان اين بيان تاريخى ترجيح داديم تا خواننده با مقايسهء آن ، تأثير آن را بر نظريات بعدى دريابد .