عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

48

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

كاتب ] با مرور قرآن ، پس از فاش شدن بيهوده بودنش ، به اصلش باز گردانده شد . با وجود اين ، اين اخبار دلالت ديگرى دارند كه براى ما مهم است و آن ؛ تفكيك بين نوشتارى بودن و شفاهى بودن قرآن است . مشخص شد كه اجازه در قرائت در چار چوب « حروف هفتگانه » در تبديل لفظى به لفظ ديگر ( عَلِيماً حَكِيماً به جاى غَفُوراً رَحِيماً ) همانند ( هلمّ ، تعال و اقبل ) داده شده است ، ولى چنين اجازه‌اى در نگارش و ثبت متن قرآن ، جايز نيست هر چند كه پذيرش آن از يك كارى به طور شفاهى جايز باشد . اين خود دليلى است بر اين كه قرائت به « هفت حرف » مشروط به بقاى برخى شرايط است . پيامبر [ ص ] هم مىدانست كه مطلب ، در نهايت ، به حذف بخش عمده‌اى از اين اجازه منجر مىشود كه اساسا ، بنابر آن ، نگارش قرآن مشخص مىگردد . بلاشر به پراكندن تخم شك در امانت كاتبان در روند نگارش قرآن در روزگار پيامبر [ ص ] بسنده نكرده است و بار ديگر در نگارش تمام قرآن شك كرده است . وى مىگويد : « فقدان امكانات مادى ، مانع بود كه چنين وحيى كه در سفر ، نماز و خلال شب ، به طور ناگهانى نازل مىشد ، به كتابت درآيد « 1 » . نيازى به بحث دربارهء اين سخن ، با توجه به مراجعه و مرور دائمى پيامبر [ ص ] به قرآن ، نيست . با اين همه ، بلاشر در تشكيك در ابزار دوم نقل قرآن يعنى « حفظ » استمرار مىورزد ، چه در نظر وى تعداد حافظان در روزگار پيامبر [ ص ] كم بوده . از طرفى پيامبر [ ص ] خودش برخى از آيات را فراموش مىكرد [ ينسى ] . چنان كه در خبر ضعيفى آمده و بلاشر هم آن را به ضعف توصيف كرده است با وجود اين ، بلاشر اين خبر را با آيه ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها « 2 » تأييد كرده است . ولى كسى كه در زبان عربى اندك ذوق داشته باشد ، تفاوت بين « نسيان » ( فراموش كردن ) و « انساء » ( به فراموشى واداشتن ) را در مىيابد . ( 4 )

--> ( 1 ) رژى بلاشر ، درآمدى بر قرآن ، ص 12 به بعد . [ رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان : محمود راميار ، ص 30 . ] . ( 2 ) بقره ( 2 ) ، بخشى از آيهء 106 : هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [ دست ] فراموشى بسپاريم ، بهتر از آن يا مانندش را مىآوريم . . .