عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

45

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

تلاش كرد تا آگاهى به ارزش خواندن و نوشتن را در دل و جان يارانش برانگيزاند ، لذا در مدينه به آموزش فرزندان مسلمانان اهتمام ورزيد ، به ويژه بعد از جنگ بدر كه سربهاى [ فديهء ] آزادى هر اسير را آموزش نوشتن به ده كودك مسلمان تعيين كرد . امّا اين امر مانع از آن نمىشود كه پيامبر [ ص ] - با توجه به اين كه معاصر حوادث و امورى بوده كه با خواندن و نوشتن ارتباط داشته - در اواخر زندگىاش اندك آشنايى با خواندن و نوشتن نداشته باشد ، هر چند ، آشنايى ايشان به خواندن و نوشتن به طور اتفاقى و خود به خودى بوده ؛ نه از روى قصد يا بهبود بخشيدن آن . اين مطلب را شعبى در سخن پيشين خود ، اشاره كرده است كه « پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - از دنيا نرفت تا اين كه نوشت » . يعنى اندكى نوشتن ، در اواخر عمرشان براى ايشان ميسّر شد . اين همان احتمال دومى است كه در اين جا به ترجيح آن گرايش داريم ( 2 ) . كاتبان و حافظان وحى بدين ترتيب ، مىتوانيم بيان كنيم ، آنچه كه ممكن است به پيامبر [ ص ] از اندك آشنايى و توجه به برخى حروف و نشانه‌هاى [ نوشتارى ] نسبت دهيم ، در ثبت قرآن مؤثر نبوده است . اين عمل به كاتبان و امانتداران وحى وابسته بود . « اولين كسى كه از قريش براى پيامبر [ ص ] نوشت ، « عبد اللّه بن ابى سرح » بود كه بعدها مرتد شد و باز دوباره در روز فتح مكّه اسلام آورد . از جملهء اين نويسندگان پيامبر ، خلفاى چهارگانه ، زبير بن عوّام ، خالد و ابان دو فرزند سعيد بن عاص بن اميّه ، حنظلة بن ربيع اسدى ، معيقب بن ابى فاطمه زهرى ، شرحبيل بن حسنه و عبد اللّه بن رواحه بوده‌اند . نخستين كسى كه در مدينه نوشت ابىّ بن كعب بود و قبل از او ، زيد بن ثابت . گروهى ديگر نيز براى پيامبر مىنوشتند « 1 » . تعداد كاتبان وحى در كامل‌ترين آمار و شمارش ، چهل و سه كاتب بوده است « 2 » .

--> ( 1 ) محمد اسماعيل عبده ، موقف القرآن من المشركين فى مكّة ، ص 54 به نقل از : عينى ، عمدة القارى ، ج 20 ، ص 19 . ( 2 ) حفنى ناصف ، حياة اللغة العربية ، ص 62 و نيز : ابو عبد اللّه الزنجانى ، تاريخ القرآن ، ص 20 [ محمود راميار ، تاريخ قرآن ، ص 261 به بعد ]