عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
42
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
به معناى « استكتب » يعنى « امل » ( بنويسان ) هم مىباشد . اين گونه « نويساندن » شيوهء پيامبر [ ص ] در طول زندگىاش بوده است بلكه شيوهاى بوده كه خداوند مسلمانان را به هنگام واخواهى و داورى به سوى آن متوجه ساخته است « 1 » . خبر وفات [ پيامبر ( ص ) ] هم از حيث دلالت بر مراد نويسنده به دلايلى ، از خبر قبلى ضعيفتر است ، زيرا : 1 - نويسنده ، علّت عدم اجابت خواستهء پيامبر [ ص ] به هنگام وفات از سوى اطرافيانش را تعارض طرف ابوبكر و عايشه با على [ ع ] ذكر مىكند . در اين زمينه هم به ابن سعد « 2 » و اخبار ابن سعد در « الطبقات الكبرى » « 3 » تكيه مىكند كه در همهء آنها ، يادى از ابوبكر و عايشه به ميان نيامده است ؛ بنابراين ذكر آنها بدين صورت از سوى بلاشر ، بر هدف خاورشناسانهء وى دلالت مىكند و چه بسا منبع ديگرى داشته كه آن را ذكر ننموده است . 2 - پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - در احوال عادىشان كاغذ و قلم مىخواستند تا كاتبان وحى ، آيه يا نامهاى را كه ايشان مىخواهند ، بنويسند . چگونه قابل تصوّر است كه ايشان عكس آن را بخواهند ، يعنى خودشان بنويسند ؟ آن هم در اين لحظههاى پر از اضطراب كه سايهء مرگ نمايان و اندام بدن از درد و رنج سنگين نموده است ! 3 - در پايان اين مطلب ، بايد گفت كه برخى از آنان كه به عنوان كاتبان وحى با ايشان [ پيامبر ( ص ) ] در تلاش بودهاند ، از شاهدان در گذشت ايشان هم بودهاند ، مثل على [ ع ] و عمر « 4 » . طبيعى است كه يكى از آنها ، مىتوانست به امر كتابت از سوى مريضى كه از لحظههاى مرگ در رنج است بپردازد ، هر چند كه از سر عادت نباشد . با اين همه ، مىبينيم يكى از شاگردان بلاشر « 5 » ، نظر وى را در باب آشنايى پيامبر -
--> ( 1 ) ابراهيم انيس ، دلالة الالفاظ ، ص 185 . ( 2 ) ر . ك : پانويس كتاب بلاشر ، ص 11 . [ رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان : محمود راميار ، ص 24 ، پانويس 15 . ] . ( 3 ) محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 242 - 245 . ( 4 ) رژى بلاشر ، در آمدى بر قرآن ، ص 12 . [ رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان : محمود راميار ، ص 27 . ] . ( 5 ) مصطفى مندور ، رسالهء دكترا دربارهء قرائتهاى شاذ ، ص 13 .