عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
13
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
مهمترين مسأله در اين متن ، بعد از نفى حروف ششگانه ، اين سخن است . « اختلاف از جانب راويان مىباشد » . اين سخن لازمهاش نفى حروف است . مقتضاى اين سخن ، همچنين قائل به عدم توفيقى بودن و تحريف و بيهوده دانستن قرائتها و وجوه در قرآن از سوى راويان است . پناه بر خدا كه در حق اصحاب قرآن چنين سخن گفته شود . آنها كسانى بودند كه در روايت و قرائت ، اهل ورع و دقّت بودهاند ( 9 ) . شايد به اين حديث دوباره مراجعه كنيم . تفسير گذشتگان از حروف هفتگانه بسيارى از قدما و معاصران به تفسير مراد از حروف هفتگانه پرداختهاند كه ما از آراى ابو محمد عبد اللّه بن مسلم بن قتيبة ( در گذشته به سال 276 ه . ق . ) آغاز مىكنيم . وى در بحث و بررسى مراد از حروف هفتگانه بخشى از آرا و تفسيرها را آورده است . از جمله گفته است : « در تأويل اين حديث گروهى به خطا رفتهاند و گفتهاند ، حروف هفتگانه عبارت است از : وعد ، وعيد ، حلال ، حرام ، مواعظ ، امثال [ مثلها ] و احتجاج . ديگران گفتهاند : هفت حرف ، هفت لهجه در كلمه مىباشد . عدهاى هم گفتهاند : [ هفت حرف ] ، حلال ، حرام ، امر ، نهى ، خبر گذشته ، خبر آينده و امثال است . هيچ يك از اين مذاهب دربارهء اين حديث ، تأويلى ارائه نكردهاند . گروهى هم كه گفتهاند : فلانى به حرف ابو عمرو يا به حرف عاصم قرائت مىكند ، قصدشان هيچ يك از موارد ذكر شده نيست و در قرآن حرفى كه بر هفت وجه قرائت شود - به نظرم - وجود ندارد . البته تأويل سخن پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - كه « قرآن بر هفت حرف نازل شده است » بر هفت وجه از لغات [ لهجهها ] پراكنده در قرآن است . دليل بر اين سخن ، قول پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - است كه فرمود : « هرطور كه خواستيد بخوانيد » « 1 » .
--> عقلانى ندارد و اگر - بر فرض محال - اين روايت صحيح باشد نبايد بدين گونه مجمل و به صورت يك معمّاى غير قابل درك مطرح مىشد ] . ( 1 ) محمد بن عبد اللّه بن مسلم ابن قتيبة ، تأويل مشكل القرآن ، ص 26 . [ در نقد اين وجه ، مىتوان به ماجراى قرائت عمر و هشام بن حكيم اشاره كرد كه با وجود قريشى بودن ، در قرائت اختلاف پيدا كردند بنابر اين توجيه حروف به لغات فصيح يا لهجهها طبق گفتهء ابن قتيبه صحيح نيست : تفصيل را ببينيد در : ابو القاسم الخوئى ، البيان ، صص 185 - 186