عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
292
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
فرمود . ) آن گاه فرمود : اى عمر ، تمام قرآن درست است تا زمانى كه رحمت را عذاب و عذاب را رحمت قرار ندهى » . روايت ابو جهيم انصارى « يونس بن عبد الاعلى برايم حديث كرد و گفت : ابن وهب به ما خبر داد و گفت : سليمان بن بلال از يزيد بن خصيفه به من خبر داد و او از بسر بن سعيد كه ابو جهيم انصارى به وى خبر داده است كه : دو مرد در آيهاى از قرآن دچار اختلاف شدند و يكى گفت : آن را از رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم و ديگرى گفت : من هم آن را از رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم . هر دو از رسول خدا ( ص ) پرسيدند و رسول خدا ( ص ) فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است ، پس در آن به جدال و مراء نپردازيد كه مراء در آن كفر است » . نقد اصطلاحى [ احاديث به ترتيب ] 1 - حديث زيد بن ارقم اصلى ندارد و آن را مردى دروغگو ( كذّاب ) يعنى عيسى بن قرطاس روايت كرده است . استاد شاكر قول ابن معين را دربارهء وى چنين نقل كرده است . ضعيف است و ( ليس بشىء ) و براى هيچ كس حلال نيست كه از او روايت كند . ( لا يحلّ لأحد أن يروى عنه ) ( 1 ) همچنين وى بيان داشته كه « زيد القصار » نامى است ساختگى و اصالتى ندارد . 2 - حديث ابو طلحه را استاد شاكر مفصل بحث كرده است و سند آن را نقد نموده و به اين نكته رسيد كه « حديث به شكر خدا صحيح است » . 3 - حديث ابو جهيم در إسنادش صحيح است و استاد شاكر در نقد سند آن هم زياد بحث كرده است . روايت ابو بكرة « ابو كريب براى ما حديث كرد و گفت : زيد بن حباب از حماد بن سلمه براى ما حديث كرد و او از على بن زيد و او از عبد الرحمن بن ابى بكره و او از پدرش كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : جبرييل گفت : قرآن را بر يك حرف قرائت كنيد پس ميكاييل گفت : زيادت طلب كن . پس گفت : بر دو حرف . تا اين كه به شش يا هفت حرف رسيد و رسول خدا ( ص ) فرمود : همهء اينها كافى و شافى است تا زمانى كه آيهء عذاب به رحمت يا آيهء رحمت به عذاب ختم نشود . مثل هلمّ و تعال » .