عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
5
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
نويسنده در بررسى موضع شيعه را خواهيم ديد ( 2 ) . امّا خلاصهء موضعگيرى ما بعد از نگاهى به اين روايتها چنين است : 1 - تعداد صحابهاى كه نامشان [ در سلسله سندهاى حديث ] آمده است ، پانزده نفرند به شرح زير : ابىّ بن كعب ، انس بن مالك ، عبادة بن الصّامت ، عبد اللّه بن مسعود ، ابو هريرة ، امّ ايّوب ، عبد اللّه بن عباس ، عمر بن الخطاب ، عبد اللّه بن عمر ، هشام بن حكيم بن حزام ، زيد بن ارقم ، ابو طلحة زيد بن سهل الانصارى ، ابو جهيم الانصارى ، ابو بكرة نفيع بن الحارث الثقفى و سليمان بن صرد . سيوطى ضمن ذكر نام اين اصحاب در شمارش روايتهاى حديث ، افراد زير را به آنها افزوده است : حذيفة بن اليمان ، سمرة بن جندب ، عبد الرحمان بن عوف ، عثمان بن عفّان ، عمرو بن أبى سلمة ، عمرو بن العاص ، معاذ بن جبل ، ابو سعيد الخدرى و ابو ايّوب . امّا سيوطى از ذكر نام عبادة بن الصامت ، عبد اللّه بن عمر و أم أيّوب غفلت ورزيده است بنابر اين تعداد اصحاب از نظر او بيست و يك نفرند ، در حالى كه در واقع بيست و چهار نفرند . سيوطى مىگويد : « ابو عبيد بر تواتر آن [ حديث احرف سبعه ] تصريح كرد و ابو يعلى در روايت مسند خود آورده است كه عثمان بر بالاى منبر گفته است : خداوند را به ياد كسى مىاندازم كه از پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم شنيده باشد كه فرمود : « قرآن بر هفت حرف نازل شده است كه همگى شافى و كافى هستند ، و بر نخيزد ! پس عدهء بىشمارى برخاستند و شهادت دادند كه شنيدهاند ، آن گاه عثمان گفت : من هم با شما شهادت مىدهم « 1 » . » 2 - تعداد سندهايى كه حديث از طريق آنها روايت شده ، چهل و شش سند است ، از جمله : بيست سند در روايات ابىّ ، هفت سند در روايتهاى ابن مسعود ، چهار سند در روايتهاى ابو هريره ، سه سند در روايتهاى امّ ايوب و سه سند در روايتهاى ابن عباس و دو سند ، يكى در روايت عمر و ديگرى در روايت فرزندش عبد اللّه و يك سند در روايت زيد بن
--> ( 1 ) جلال الدّين عبد الرحمان السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 45 .