عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
282
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
گير . سپس براى بار دوم آمد و گفت : خداوند به تو فرمان مىدهد كه قرآن را به يك حرف بخوانى . گفتم : خدايا بر امتم آسانگير . آن فرستاده بار سوم آمد و همان حرف را زد و من هم همان را گفتم . سپس براى بار چهارم آمد و گفت : خداوند به تو فرمان مىدهد كه قرآن را به هفت حرف بر امت خود بخوانى و در هر بار مىتوانى در خواستى كنى . پس گفتم : پروردگارا امّتم را بيامرز ، امّتم را بيامرز و در خواست سومى را به منظور شفاعت امت در قيامت ذخيره كردم » . 15 - « محمد بن عبد الاعلى صنعانى براى ما حديث كرد و گفت : معتمر بن سليمان براى ما حديث كرد و گفت : شنيدم از عبيد اللّه بن عمر و او از سيار أبى الحكم و او از عبد الرحمن ابن ابى ليلى كه به طور مرفوع به پيامبر ( ص ) آورده است كه دو نفر در آيهاى از قرآن با هم اختلاف كردند و هر يك گمان مىبرد كه پيامبر ( ص ) آن را براى او قرائت كرده است . پس هر دو نزد أبىّ قرائت كردند و أبىّ با قرائت آن دو مخالفت كرد لذا هر سه قرائت به نزد پيامبر ( ص ) بردند و أبىّ گفت : اى پيامبر خدا ، در آيهاى با هم اختلاف پيدا كرديم و هر يك از ما مىپندارد كه شما بر او قرائت كردهايد . پس پيامبر ( ص ) به يكى از آن دو فرمود : قرائت كن و او قرائت كرد . پس فرمود : درست است . آن گاه به ديگرى فرمود : قرائت كن و او قرائت كرد ولى بر خلاف قرائت دوستش ، پس فرمود : درست است . سپس به أبىّ فرمود : قرائت كن . و او بر خلاف هر دو قرائت كرد . و باز فرمود : درست است . أبىّ مىگويد : نسبت به كار پيامبر ( ص ) شك كردم ، شكى كه در جاهليت در من ايجاد نشده بود . ابىّ مىگويد : پيامبر ( ص ) حالم را دريافت و دست خود بالا برد و به سينهام زد و فرمود : به خداوند از شيطان رانده شده پناه بر ! ابىّ مىگويد : غرق عرق شدم به طورى كه گويى از ترس به خدا مىنگرم ! پيامبر ( ص ) گفت : از جانب پروردگارم فرستادهاى آمد و گفت : پروردگارت فرمان مىدهد كه قرآن را به يك حرف قرائت كنى . گفتم : خدايا بر امتم آسان بگير . پيامبر ( ص ) گفت : باز آمد و گفت : پروردگارت فرمان مىدهد كه قرآن را به يك حرف قرائت كنى . گفتم : خدايا بر امّتم آسان بگير . و نيز براى بار سوم آمد و گفت : پروردگارت فرمان مىدهد كه قرآن را بر يك حرف قرائت كنى . گفتم : خدايا بر امّتم آسان بگير . پيامبر ( ص ) گفت : بار چهارم آمد و گفت : پروردگارت فرمان مىدهد كه بر هفت حرف قرائت كنى و تو براى هر بار مىتوانى درخواست كنى . پيامبر ( ص ) گفت : گفتم : خدايا امّتم را بيامرز ، امتم را بيامرز و درخواست سومىام ( شفاعت ) را براى قيامت ذخيره كردم كه حتى ابراهيم خليل الرحمن هم خواستار آن است » .