عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
262
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
10 - فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ « 1 » به اضافهء [ فراق به بينى ] و فتحه نون بنيك [ و عدم اضافه فراق ] . ابن انبارى به جواز اين قرائت معتقد است « 2 » . چنين وجوهى كه ممكن است احتمالات قرائتى رسم الخط را آشكار كنند ، بيرون از روايت هستند با وجود اين ، اين وجوه همچون صورتهاى تصحيف ، در روزى نبوده است كه نزد قارىاى كاملا پذيرفته شده باشد حتى در دوران عثمان تا عبد الملك . بلكه كاملا مشخص است كه اين وجوه روايت شده نتيجهء تصور و بيهودگى و نادانى است . با اين همه ، محققان به بررسى و آگاهى بخشيدن اين وجوه همّت گماشتهاند زيرا تا زمانى كه مباحث نحو يا لغت پيرامون متون شعرى و نثرى و در پيشاپيش آنها ، قرآن ، در جريان باشد ، اين كار امرى است طبيعى . چنان كه خواننده خواهد ديد كه گاهى ما هم در كنار وجوه قرائتى روايت شده ، از اين وجوه جايز فقط به منظور كسب اطلاعات و قياس ، ياد مىكنيم . اگر منظور گلدزيهر و بلاشر از اختلاف قرائتها ، اين وجوه جايز يا وجوه تصحيف شده است با نسبت اين وجوه به اختلاف قرائات ، به قرائتها ظلم كردهاند و اگر منظورشان از اختلاف قرائتها ، برخى وجوه قرائتى روايت شده از پيامبر [ ص ] است كه با رسم الخط هماهنگ مىباشد ، بدون شك ما قبل از آن كه به قرائتها و تاريخ قرآن بد كرده باشند به كار علمى خويش بد كردهاند . تأثير تطبيقى اين معيارها اين تأثير را مىتوان در دو مرحله خلاصه كرد : 1 - جمعآورى قرائتهايى كه معيارهاى سه گانه را در بر دارند . 2 - جمعآورى قرائتهايى كه يكى از معيارها در آن دچار اشكال شده است . مرحلهء نخست : امّا مرحلهء نخست را مىتوان در اين ترتيب تاريخى كه با اولين كتاب نوشته شده در باب قرائتهاى صحيح ، با تفاوت در درجات صحت آن ، آغاز مىشود ، خلاصه كرد .
--> ( 1 ) نك : كهف ( 18 ) ، بخشى از آيه 78 . [ . . . فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ ] . ( 2 ) شواذ القراءة ، ص 143 .