عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

248

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

ضعيف مىكند . » ابو حيان در ادامهء بحث [ در مقام دفاع از قرائت مصرخىّ ] مىگويد : « امّا اين كه زمخشرى گفته است كه قاريان به بيتى مجهول استشهاد كرده‌اند ، بايد گفت ديگران ذكر كرده‌اند كه اين بيت از « اغلب عجلى » است و همانند ساختار چنين قرائتى در زبان بسيارى از مردم تا به امروز باقى مانده است چنان كه مىگويند « ما فىّ افعل كذا . . . [ اشتياقى به انجام ( كارى يا چيزى . . . ) ندارم ] . امّا آن تقديرى كه زمخشرى گفت ، توجيه فرّاء است كه زجّاج آن را از او ذكر كرده است . در خلال كلام زمخشرى آمده « حيث قبلها الف در هر جا كه ما قبلش « الف » است » كه نمىدانم آيا « حيث » به جمله‌اى كه ابتداى آن ظرف است اضافه مىشود ! مانند قعد زيد حيث أمام عمر و بكر . از اين رو به كار بردن چنين استعمالى نياز به « سماع » دارد . امّا دربارهء سخن زمخشرى كه گفت : ياى اضافه در هر جا كه ما قبلش « الف » باشد ، هميشه مفتوح است ؛ بايد گفت : سكون « ياء » بعد از « الف » هم روايت شده است و قاريان آن را قرائت كرده‌اند مثل « محياى » [ كسره براى دفع التقاى ساكنين است ] . راهى را كه نحويان رفته‌اند و نسلهاى بعدى هم از آنان پيروى كرده‌اند ، شايسته توجه نيست لذا جايز نيست گفته شود : اين قرائت ، نادرست است چنان كه حسين جعفى ، با يادآورى اشتباه دانستن نحويان ، قرائات قاريان را ، در اين خصوص از ابو عمرو بن علاء پرسيد و ابو عمرو گفت : اين قرائت جايز است . همچنين وى گفته است : مهم نيست كه به حركت كسره باشد يا فتحه . باز از او نقل شده است كه قرائت به « كسره » خوب است و نيز از وى نقل شده است كه گفت : قرائت به كسره جايز است ولى در اعراب چنين نيست » . بنابر اين هيچ توجهى به عدم قبول اين قرائت از سوى ابو حاتم كه ابو عمرو قرائت آن ( كسر ) را نيكو شمرده ، نمىكنيم چون ابو عمرو از پيشوايان لغت ، نحو و عربى فصيح و نژاده است كه اين قرائت را جايز دانسته و آن را نيكو شمرده است . شاهد ديگر بر اين قرائت بيت نابغه ذبيانى است كه روايت كرده‌اند : علىّ لعمرو نعمة ، بعد نعمة * لوالده ، ليست بذات عقارب ( 5 ) به كسر ياء در « علىّ » » « 1 » .

--> ( 1 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 5 ، ص 420 .