عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

245

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

آن استخراج كرده است . او مىگويد : « ابو حاتم سجستانى ( در گذشته به سال 250 ه . ق . / 864 م ) مىگويد : هارون بن موسى ( در گذشته به سال 170 ه . ق / 768 م ) نخستين كسى است كه به تحقيق و گردآورى قرائتهاى شاذ در بصره پرداخته است . اين خبر بدون شك ، خبرى اساسى است امّا ما نمىدانيم كه هارون بر چه اساس كارش را شروع كرده است ؟ آيا از ديدگاه لغوى يا يك قارى و يا يك فقيهى كه در پى تمايز بين متون قرآنى و غير قرآنى است كار خود را شروع نموده ؟ همچنين نمىدانيم آيا اين كار در ديگر شهرها نظيرى داشته است ؟ چه بسا بتوان اين گونه گمان برد كه هارون ، اين روايتها را همچون يك لغوى بررسى كرده كه شذوذ و ندرت اين روايتها نظر وى را جلب نموده است . پيداست اين قرائتها از آن جهت « شاذ » ناميده شده‌اند كه به طريق واحد نقل شده‌اند » « 1 » . آشفتگى و پريشانى در انديشه‌هاى اين متن و در تأليف اين افكار كاملا پيداست و نيازى به بحث ندارد . حقيقت آن است كه دو معيار موافقت با رسم الخط و سند صحيح ، نمىتوانند بر صحت يا شذوذ قرائت حكم كنند . نياز به حفظ متن قرآن از خطا و انحراف زبانى از همان دورهء نخستين كه به روزگار عمر بن خطاب باز مىگردد ، ضرورى مىنمود چنان كه خبر زير هشدارى است به آغاز اين انحراف كه ضرورت بررسى آن را مىطلبد . هذلى در « الكامل » روايت كرده است كه عربى باديه نشين در روزگار عمر شنيد كه كسى چنين قرائت مىكرد : أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ ( به كسر رسول ) و مىگفت : من بيزارم از كسى كه خداوند از او بيزار است . چون او را نزد عمر آوردند به عمر گفته شد : اعرابى مرتد شده است : عمر گفت : نه ، بلكه آن اعرابى چيزى گفته است . . . پس پرسيد : چه گفته است ؟ باديه‌نشين به او گفت : « شنيدم كه أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ قرائت مىكرد . بنابر اين [ قرائت ] ، خداوند از مشركان بيزار است امّا چگونه از پيامبرش بيزار باشد ؟ عمر گفت : اى اعرابى ! خدا و

--> ( 1 ) ر . ك : مصطفى مندور ، رسالة الشواذ ، صص 25 - 26 . قبلا گفتيم كه وفات هارون بن موسى در سال 200 هجرى قمرى بوده است و اين راى به نظر ما بهتر است .