عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

240

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

عربى باشند كه برخى از آن غير عربى [ عجمى ] است و يا حروفى حبشى باشند كه برخى از آن ، عربى است زيرا استعمال آن در هر دو امّت وجود داشته است . » « 1 » . پس مراد از « حرف » در اين جا كلمه‌اى مشترك است . همچنين ابن جنّى را مىبينيم كه حرف را بر ساختارهاى قياسى صرفى در كلام عرب اطلاق مىكند هر چند اين ساختارهاى صرفى را تلفظ ننموده باشد » « 2 » . ابن قتيبه بسيارى از اين معانى مختلف در اين سخن موجزش خلاصه كرده است كه « حرف بر مثالهايى قطعى از حروف قاموس ، بر يك كلمهء واحد ، بر كلمه به معناى كلى ، بر خطبهء كامل و بر تمام قصيده اطلاق مىشود » « 3 » . آنچه كه آورديم معانى قاموسى و اصطلاحى « حرف » بود كه دانشمندان بعدى ، به تمامى يا به بعضى از آنها پاى بند بوده‌اند ، از جمله مكّى بن ابيطالب در كتاب « الإبانة عن معانى القراءات » « 4 » و ابن جزرى در كتاب « النّشر فى القراءات العشر » « 5 » كتاب « الابانة » متنى در دفع شبهه‌هاى زيادى به شمار مىآيد كه برخى از آن شبهات را در خلال بحث تاريخ قرآن آورده‌ايم . با نظرى دقيق به اين اطلاقات ، بدون نظر به اطلاق نحوى حرف ، مىبينيم كه همگى به يك مفهوم باز مىگردند ، همسان مفاهيم لغوى كه به يك مفهوم مشترك باز مىگردند . در معانى حرف به « وجه ، قرائت و لهجه » تنها تفاوت در عناصر آوايى يا معنايى آنهاست بدين معنا كه وجهى در قرائت با وجهى ديگر در آوا و معنا مباين است چنان كه قرائتى از قرائت ديگر به واسطهء وجود دسته‌اى از اختلافات وجوه قرائتى متمايز مىگردد و لهجه‌ها هم از لهجه‌هاى ديگر به ميزان در برداشتن ويژگيهاى آوايى و معنايى از هم متمايز مىشوند . با وجود اين ، قدر جامع بين معناى حقيقى و اطلاق مجازى اين معانى ، همان طرف و سمتى بودن ، مىباشد كه هر دو جنبهء معنايى ، نمايانگر وجهى مشخص به طور خاص يا عام هستند . در پايان اين بررسى ، به ديدگاه خود در معناى « حرف » در حديث رسول [ ص ] : « قرآن بر

--> ( 1 ) ابن جرير الطبرى ، تفسير الطبرى ، ص 17 . ( 2 ) عثمان بن جنى ، الخصائص ، ج 1 ، ص 360 . ( 3 ) محمد بن عبد اللّه بن مسلم ابن قتيبه ، تأويل مشكل القرآن ، ص 27 . ( 4 ) اين كتاب با تحقيق دكتر عبد الفتاح شلبى چاپ شده است . ( 5 ) اين كتاب با تحقيق و بازبينى مرحوم شيخ على محمد الضباع منتشر شده است .