عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
218
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
ص 309 . وى با الفاظ تعديل ثقه ، ثبت ، مصحف مصحف آمده است تهذيب الكمال ، ج 12 ، صص 76 - 91 ، تهذيب التهذيب ، ج 2 ، صص 422 - 424 . امام ذهبى مىگويد : ابو محمد يكى از ائمهء ثقات است . بر او چيزى گرفته نشده مگر تدليس . او در ادامه مىافزايد : وقتى ابو محمد بگويد ، حدّثنا ، حرفى نيست ولى زمانى كه مىگويد : عن . . . احتمال تدليس مىرود مگر دربارهء شيوخ او كه از اينان زياد آورده است ، روايت وى از اين قبيل ، به عنوان روايت متصل حساب مىشود ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 316 . و نيز : شهيد ثانى ، الرعاية ، ص 145 . 17 - به عنوان مثال ، على بن خشرم مىگويد : در نزد سفيان بن عيينه بوديم كه گفت : « قال الزّهرى . . . » پس به سفيان گفته شد : آيا از زهرى حديث سماع كردهاى ؟ سفيان گفت : آن را عبد الرزاق و او هم از معمر و او هم از زهرى به من حديث كرده است « بنابر اين مىبينيد كه سفيان كه معاصر زهرى است و او را ديدار كرده ولى از او چيزى سماع ننموده بلكه آن را از عبد الرزاق و عبد الرزاق هم از معمر گرفته كه سفيان در اسناد ، اين دو تن را انداخته و طورى اسناد را آورده كه توهّم مىشود كه او مستقيما از زهرى گرفته است . 18 - مثلا خطيب بغدادى در تصنيفات خود از اين نوع تدليس به كار مىبرد . به عنوان مثال ، همو در كتابهاى خود از ابو القاسم الازهرى و از عبيد اللّه بن ابى الفتح الفاسى و از عبيد اللّه بن احمد بن عثمان الصيرفى آورده است و حال آن كه اين سه تن ، يك نفر هستند و يكى از مشايخ خطيب مىباشند يا مانند قول ابو بكر مجاهد كه : حدّثنا عبد اللّه ابن ابى عبد اللّه كه منظورش عبد اللّه بن ابى داوود السجستانى است و يا مانند محمد بن حسن بن سماعه از فرقهء واقفيه كه از ابن ابى عمير به نامهاى غير مشهور او روايت مىكند مثل محمد بن زياد يا محمد بن زياد بن عيسى . 19 - از سفيان بن عيينه در خصوص تدليسش ، اعتذارى خاص و از بقيه ، اعتذارى عام از سوى علما صورت گرفته است صبحى الصالح ، علوم الحديث ، صص 181 - 182 . 20 - شكسته شدن دندهء ابن مسعود ، مسألهاى است در ذيل مطاعن ثالث كه در كتب كلامى قديم مطرح شده است . علامه حلّى ، نهج الحق و كشف الصدق ، صص 295 - 296 . شيخ طوسى ، تلخيص الشافى ، ج 4 ، ص 101 - 104 . كشف المراد ، ص 380 . در كتب كلامى جمهور نيز اين واقعه تصديق شده و آن را به نقش تأديبى خليفهء سوم توجيه كردهاند .