عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
192
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
چيز را بپذيرد و چه چيز را رد كند ؟ جعل كنندگان با بافتن اخبارى راجع به مصحف على [ ع ] قصد دارند تا بر حق آل على [ ع ] در ولايت تأكيد كنند و به منظور رسيدن به اين هدف سياسى دست به جعل و تزويرهايى بزنند . روايتهايى كه اينان آورده و گمان كردهاند كه قرآنند ولى تغيير يافته ، در ميان مجموعه روايتهاى قرائتى كه از على [ ع ] رسيده است موجود نمىباشد ، به طورى كه حتى يك نفر از اين گروه نمىتواند اين روايتها را به مصحف على [ ع ] نسبت دهد . از اين رو ، اقوالى مأثور را به او نسبت داده و گاهى آن را به مصحف ابىّ و گاهى به مصحف ابن مسعود ، منسوب مىسازند و شايد علت اين كار - در نظر اين جعل كنندگان - سر آميز بودن مصحف على [ ع ] بوده كه كسى به آن اطلاع ندارد . مثلا گاهى مىگويند : « ابن مسعود چنين قرائت كرده است : إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ ( و آل محمّد ) به جاى وَ آلَ عِمْرانَ « 1 » . يا ابن مسعود قرائت كرده است ( و كفى اللّه المؤمنين القتال ( بعلىّ بن ابى طالب ) و كان اللّه قويّا عزيزا ) « 2 » . و يا از همو : وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ( بعلىّ صهرك ) « 3 » . و ديگر روايتهايى كه در بردارندهء محتوايى دور از سبك ، شيوه و روح قرآن هستند كه تنها مىتوان آنها را اضافاتى ساختگى و وارد در متن مقدّس براى هدفهايى روشن بر شمرد ، هدفهايى كه صاحبانش ، آن را مىشناسند و بيشتر مردم ، حتى افراد كم دانش ، به آن جهلى ندارند ، و مقاصد آن را با روح دموكراسى اسلامى و با طبيعت مبارزات بىهمتاى اسلامى - انسانى ، غريبه و ناآشنا مىيابند . در ردّ اين روايتها كافى است ، به سخن يكى از مجتهدين شيعه يعنى [ آيت اللّه ] خويى در اين زمينه اشاره كنيم كه در اثناى آنچه كه گفته شده : « على [ ع ] داراى مصحفى غير از اين
--> ( 1 ) النورى ، فصل الخطاب ، ص 113 . [ آل عمران ( 3 ) ، بخشى از آيهء 33 و نيز : الخوئى ، البيان ، ص 233 ؛ مولى محسن فيض ، الصافى ، ج 1 ، ص 328 و هاشم البحرانى ، البرهان ، ج 1 ، ص 277 ] . ( 2 ) النورى ، فصل الخطاب ، ص 114 [ احزاب ( 33 ) ، آيهء 25 و نيز : الصافى ، ج 4 ، ص 182 ] . ( 3 ) همان ، ص 110 ، [ انشراح ( 94 ) ، آيهء 4 ] .