عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

133

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

ملاحظات 1 - شيخ ناصف در تعليق بر « مگر به حق اسلام » مىگويد : مانند آن جا كه قصاص از قتل گرفته شود و زكات از اموال اينان اخذ شود و در تعليق بر « و حسابشان با خداوند است » مىگويد : حسابشان با خداست در آنچه پنهان مىكنند بنابر اين براى ما فقط همان است كه ظاهر نشان مىدهد . منصور على ناصف ، التاج الجامع للاصول فى احاديث الرسول ، ج 1 ، ص 35 . امام ذهبى ماجرا را در سير اين گونه آورده است كه چون ابو بكر قد به قتال اهل ردّه بلند كرد ، عمر به او گفت : مگر نشنيدى كه پيامبر گفت : امرت ان اقاتل . . . و آن گاه ابو بكر گفت : به خدا مىجنگم كه اينان بين نماز و زكات جدايى افكندند ، زكات حق اسلام است مگر پيامبر نگفت : مگر به حق اسلام . شمس الدين الذهبى ، سير اعلام النبلاء ، ( الخلفاء الراشدون ) ، ج 2 ، ص 493 . 2 - با توجه به سلسله سند اين روايت ( ابن عساكر ، تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 398 ) اشعث را بين ابن فضيل و محمد بن سيرين مىيابيم ( ابن فضيل عن اشعث عن محمد بن سيرين ) . با تتبعى بين كسانى كه اشعث از اينان روايت كرده است و ميان كسانى كه از اشعث روايت شده‌اند ، اشعث را اشعث بن سوّار مىيابيم ( منظور از ابن فضيل ، محمد بن فضيل بن غزوان است ) . نام سه اشعث را در ميان راويان محمد بن سيرين مىبينيم . 1 - اشعث بن سوّار 2 - اشعث بن عبد اللّه بن جابر الحدّانى 3 - اشعث بن عبد الملك الحمرانى . در ميان اين سه تن ، اشعث حمرانى ثقه شناخته شده و دو تاى ديگرش ثقه دانسته نشده‌اند و حتى دربارهء اشعث بن سوار گفته‌اند اضعف الاشاعثه است . وى با الفاظ جرحى موسوم گشته است : ضعيف ، ضعيف الحديث ، فاحش الخطا ، كثير الوهم ، ليّن . . . و