عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

122

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

دچار اختلاف مىشدند تا جايى كه آن به معلمان رسيد - ايّوب مىگويد : آنچه را گفت نفهميدم تا اين كه گفت - : برخى از اين معلمان قرائت برخى ديگر را انكار مىكردند ، چون خبر به عثمان رسيد ، به خطبه ايستاد و گفت : شما در نزد من در قرائت اختلاف داريد و دچار لحن مىشويد ، پس آن كس كه از من دور است و در شهرهاى ديگر است به مراتب در اختلاف و لحن بيشترى است . پس اى اصحاب محمد [ ص ] اجتماع كنيد و براى مردم مصحفى نمونه [ امام ] بنويسيد . » « 1 » همچنين آمده است : « مردمى در عراق بوده‌اند كه چون از يكى از اينان دربارهء آيه‌اى پرسيده مىشد و آيه را قرائت مىكرد ، ديگر كس به او مىگفت : من اين قرائت را كفر مىدانم ، در نتيجه در ميان مردم ، اين تكفيرها ، رواج يافت و در قرآن دچار اختلاف گشتند . » « 2 » در روايتى ديگر آمده است : « مردى قرآن را قرائت مىكرد و به دوستش مىگفت : كافر شدى به سبب آنچه كه از قرآن ، قرائت كردى » « 3 » . همهء اينها ، متونى هستند كه به گستردگى خطر اين اختلاف ، گواهى مىدهند ، اختلافى كه - به نظر ما - در حوزهء اجازهء عام [ حروف هفتگانه ] وارد نيست . با تمام اينها ، يكى از اين روايتها به ما نمونه‌اى از اين اختلاف را مىبخشد كه حذيفه بدان بر انگيخته است ، روايتى از يزيد بن معاويه كه مىگفت : « من در روزگار وليد بن عقبه در مسجد ، در حلقه‌اى نشسته بودم كه حذيفه نيز در آن حلقه بود . يزيد مىگويد : در آن جا نه كسى بود كه مانع مردم شود و نه خبرى از مأموران دولتى بود كه ناگاه بانگ زنى ، بانگ برآورد كه : « هر كس به قرائت ابو موسى ، قرآن مىخواند به اين گوشه - نزديك ابواب كنده - بيايد و هر كس كه به قرائت عبد اللّه بن مسعود قرائت مىكند به اين گوشه - نزديك دار عبد اللّه - بيايد . آن دو گروه ، در آيه‌اى از سورهء بقره اختلاف پيدا كردند . يكى چنين خواند : ( و اتمّوا الحجّ و العمرة للبيت ) « 4 » و

--> ( 1 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ج 1 ، ص 21 . لحن در آن روزگار ، خطا نبوده بلكه اختلاف در وجوه و بيان بوده است . ( 2 ) همان ، ص 23 . ( 3 ) همان ، ص 25 . ( 4 ) قرائت ابن مسعود چنين است . ر . ك : الكرمانى ، شواذ القراءة ، نسخهء خطى ، ص 36 و نيز : ابو حيّان ، البحر المحيط ،