عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

119

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

آن جا از دنيا رفت و ابو درداء همچنان در دمشق ماند تا اين كه از دنيا رفت « 1 » : وضع به همين منوال ادامه يافت و به تدريج با گسترش فتوحات و پراكندگى مسلمانان در بيشتر نقاط زمين مثل سرزمينهاى ايران و رم در آن روزگار ، اين وضع هم گسترش مىيافت . هر چه اين مناطق بيشتر مىشد ، قرآن هم رواج مىيافت و نظارت بر كيفيّت تلفظ تازه مسلمانان ضعيف مىگشت . آنها مىتوانستند در محدودهء حروف هفتگانه‌اى كه قرآن به آن ، نازل شده بود ، هر قرائتى را كه مىتوانستند تا زمان خليفهء سوم ، عثمان بن عفّان ، قرائت كنند ( 7 ) . در روزگار عثمان بن عفّان اوضاع در روزگار عثمان وخيم گشت . وى در سال بيست و چهار هجرى قمرى به خلافت رسيد و روزگارش به كثرت فتوحات مشهور گشت . شش سال جنگ و كشور گشايى سپرى شد و مسألهء آموزش قرائت قرآن به عهدهء مسلمانانى گذاشته شده بود كه با خود هر آنچه از محفوظات قرآنى را كه قادر بر ثبت و بيانش بودند ، به همراه داشتند . تفاوتهاى قرائتى ، بين آنچه كه اينان قرائت مىكردند و آنچه كه شايستهء متن نازل شده بود ، به تدريج گسترش مىيافت . البته اينان در اين كار [ تفاوت در قرائت ] قصد عمدى نداشته‌اند بلكه در درستى آن متحيّر بوده‌اند ، تا اين كه سال سىام هجرى قمرى فرا رسيد ، سالى كه حذيفة بن يمان با سعيد بن عاص به آذربايجان رفتند و سعيد در آن جا ماند تا زمانى كه حذيفه از سفرهايش بازگشت و سپس هر دو به مدينه بازگشتند . در طول راه ، حذيفه به سعيد بن عاص چنين گفت : « در اين سفر مطلبى را متوجه شدم كه اگر مردم به حال خود رها شوند ، دربارهء قرآن دچار اختلاف خواهند شد و هرگز به آن باز نخواهند گشت . گفت : چه چيزى ؟ گفت : گروهى از مردم حمص را ديدم كه قرآن را از مقداد فرا گرفته بودند و مىپنداشتند ، قرائت آنها از ديگران بهتر است . مردم دمشق را ديدم كه مىگفتند : قرائت آنها از قرائت ديگران بهتر است . مردم كوفه را ديدم كه آنها همچنين مىگفتند و قرآن را نزد ابن مسعود فرا گرفته بودند . مردم بصره همچنين مىگفتند و قرآن را نزد ابو موسى اشعرى آموزش ديده و مصحف وى را

--> ( 1 ) محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 356 .