عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
75
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
قرائت به معنا بدون شك ، به نظر ما در مسألهء « قرائت به معنا » نتيجهء طبيعى اجازهء قرائت قرآن به هفت حرف مىباشد ، به ويژه آن دسته از روايتهايى كه گاهى شكلى از شكلهاى اختلاف جايز در نظام قرائت را مشخص مىكردند ، مثل آنچه كه از ابو هريره روايت شده است كه پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - فرموده است : « قرآن بر هفت حرف نازل شده است ، عَلِيمٌ حَكِيمٌ ، غَفُورٌ رَحِيمٌ » . [ يعنى به جاى عليم حكيم مىتوان گفت غفور رحيم ] . همچنين فرمود : « اين قرآن بر هفت حرف نازل شده است . بخوانيد كه هيچ حرجى نيست ، امّا ذكر رحمت را با عذاب و ذكر عذاب را با رحمت به پايان نبريد » . يا حديثى كه طبرى با اسناد خود از أنس بن مالك ، روايت كرده است كه وى آيه إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا « 1 » را « اصوب قيلا » خوانده است . برخى به او گفتند : اى ابو حمزه ! در آيه ، « و اقوم » مىباشد ، پس گفت : ( اقوم و اصوب و اهيأ ) يكى است « 2 » . و ديگر روايتهاى فراوانى كه مدلول آن با آنچه گذشت به هم نزديك يا يكى است . گفتيم ، اجازهء قرائت بر هفت حرف ، در حدود قرائت بوده نه نگارش . روند كتابت وحى ، حدّ فاصلى بود كه وحدت شكل را در قرآن حفظ مىكرد و تعدّد وجوه فاسد را از متن
--> ( 1 ) مزمّل ( 73 ) ، آيهء 6 : قطعا برخاستن شب ، رنجش بيشتر و گفتار [ در آن هنگام ] ، راستينتر است . ( 2 ) ابن جرير الطبرى ، جامع البيان ( تفسير الطبرى ) ، ج 1 ، ص 52 .