رضا استادى

10

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى )

در نامگذارى اين كتاب به فصل الخطاب فى تحريف الكتاب ، اشتباه كرده‌ام و سزاوار بود نام آن را « فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب » مىگذاردم ؛ زيرا در اين كتاب ، اثبات نموده‌ام كه كتاب اسلام ، يعنى همين قرآنى كه اكنون در جهان منتشر است ، با همه سوره‌ها و آيات و جملاتش وحى الهى است و هيچ گونه تغيير ، تبديل ، زياده و نقصان ، از روزگارى كه گردآورى شده تا زمان ما ، بر آن عارض نشده و همان قرآن گردآورى شده ، به همان صورت ، به دست ما رسيده است و هيچ يك از دانشمندان شيعه ، در اين مطلب ، شك نكرده است . سپس با اشاره به سوء استفاده‌اى كه از كتاب فصل الخطاب شده و يا زمينهء آن فراهم شده ، افزوده است : آيا با اين وصف ، انصاف است كه قرآن ، با تورات و انجيل تحريف شده ، قياس شود ؟ ! البته ، چون با صراحت ، مقصود خود را در كتاب نگفته‌ام ، بلكه از روى غفلت به خلاف مقصود خود در برخى موارد تصريح كرده‌ام ، هدف عتاب و ملامت واقع شده‌ام . مقصود من از تأليف اين كتاب ، اين بوده كه بيان كنم تعدادى از روايات و قرائن ، اين احتمال را مطرح مىسازند كه علاوه بر قرآن موجود ، كه به هيچ نحو از زمان گردآورى تاكنون در آن دخل و تصرف نشده - برخى آيات ديگر بر رسول خدا نازل شده كه در هنگام گردآورى قرآن ، آنها را در اين مجموعه نياورده‌اند و يا برخى از جملات و كلمات برخى آيات را در اين مجموعه نياورده‌اند و داورى دربارهء صحت اين احتمال و عدم صحت آن ، به عهده خواننده است . اگر خواننده به اين نتيجه رسيد كه اين روايات و قرائن ، چنين احتمالى را اثبات نمىكنند ، نپذيرد و اگر به نتيجه اثبات رسيد ، بپذيرد و پذيرش و عدم پذيرش اين احتمال و محتمل ، مشكلى ايجاد نمىكند و هيچ حكم شرعىاى بر آن مترتب نيست . « 1 »

--> ( 1 ) - ر . ك ، به : مقدمه چاپ گراورى مستدرك الوسائل ، صفحهء « ى » و الذريعةى علامه تهرانى ، ج 4 ، ص 243 و ج 16 ، ص 231 و ج 18 ، ص 9 و ج 24 ، ص 278 و ج 10 ، ص 220 .