على اكبر رستمى
1
آسيب شناسى و روش شناسى تفسير معصومان ( ع ) ( فارسى )
پيشگفتار نگاهى تاريخى به گذشتهء تفسير نشان مىدهد كه پيدايش تفسير نگارى و آغاز تدوين تفسير ، كه مرحلهء جدّى آن در دو سدهء سوم و چهارم شكل گرفت با يكى از دو روش اساسى زير در تفسير ، همراه بوده است ، كه البته ريشههاى آن دو روش را در دورههاى پيش از آن بايد جستجو نمود . يكى از آن دو ، روش « تفسير روايى » يا « تفسير نقلى » است ، كه طرفداران اين روش در تفسير قرآن ، غالبا از گفتههاى تفسيرى پيشينيان فراتر نمىرفته و كمتر به خود اجازهء نوآورى و نوانديشى در فهم قرآن مىدادهاند . روش ديگر ، روش « تفسير اجتهادى » بود ، كه از آن به « تفسير به رأى » ، به معناى « تفسير به نظر و انديشه » ياد مىشد ، حاميان اين روش تفسيرى ، خود را از جمود و تقيّد محض به سخنان گذشتگان رها دانسته و افزون بر بهرهمندى از تفسيرهاى آنان ، براى خويش به منظور ارائهء برداشتهاى تازه ، حق انديشيدن و نوآورى قائل بودند . البته در هر دو سو ، افراط و تفريطهاى شكنندهاى روى داد كه اين امر ، به ويژه در تفسير آيات كلامى و اعتقادى ، گاه تا سرحد پرخاشگرى به يكديگر پيش مىرفت و زمانى كه با سياست در آميخته مىشد ، به رويدادهايى خونين و تلخ مىانجاميد . در اين ميان عالمان برجستهء شيعه ، با بهرهمندى از مكتب امامان معصوم عليهم السّلام ، نگاه ميانهترى به تفسير داشتند ، چه اينكه به رغم گرامى داشت روايات و نقلهاى تفسيرى و با بهرهگيرى از آن ، به اجتهاد روشمند نيز ، روى آوردند ، هر چند در اين حوزه نيزگاه فرافكنى هايى ديده مىشود كه تفصيل سخن دربارهء هر يك ، مجال ديگرى مىطلبد . بدينسان ، آنچه بطور عمده در تفاسير پيشينيان و دربارهء روشهاى تفسيرى شاهديم ، بيشتر در راستاى پشتيبانى و ترويج يكى از دو روش ياد شده و نفى روش ديگر يا در جهت