أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

58

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

چگونه گرم كند آتش آب چون گرمى * بيابد از وى در آب ناروان و روان ؟ وزان كجا عرض از جسم منتقل بشود ؟ * چو رنگ سرخ و سپيد و سياهى سودان معلوم است كه از جملهء اعراض ، هيچ چيز از موضوع « 1 » خود منتقل نشود و در موضوع ديگر نشود ، و اين معنى را در اين علم الهى از اين تأليف بيان كرده شود در موضع خود . پس چون چنين باشد كه گرمى و سردى و همچنين الوان و ديگر اعراض انتقال نكند از جسمى به جسمى و ما همىبينم معاينه‌اى كه چون آتش بر افروزى در ديگ و خنور « 2 » ، آب از آن آتش گرم همىشود . پس چه گوييم كه آن گرمى در آب از كجا همىآيد . پس اينجا اصلى است درست كه آن ببايد دانستن تا اين مشكل برخيزد و آن ، آن است كه قابلان و مواد كه اينجا صورت پذيرد و در ايشان صورت طبيعى حاصل شود ، چه مقوّم و چه عرضى همه را آن صور واهب صور بخشد از فيض باشد « 3 » ، و لكن بعد از استعداد و مزاج شايسته كه ايشان را حاصل شود . همچنين ببايد دانستن كه دو جرم در يك كيفيّت ضد يكديگر دارند ، در يكديگر بيش از آن عمل نكنند و تأثير كه هر كدام از اين دو ضد از كيفيّات غالب شود ، آن ضد ديگر از مادّه به طبع خود استعداد و مزاج قبول ديگر ضد پذيرد ، و اندر وى به طبع استعداد قبول ديگر ضد پيدا آيد ، و چون اين حال پيدا آمد در وقت بل در آن فيض واهب صور به وى پيوندد و صورت آن ديگر ضد پذيرد . مثلا هر گاه آب را در ديگ كنى و آتش به زير وى اندر بندى ، آتش بيش از آن نكند و اگر چه غالب باشد كه از آب مانع حرارت را دور كند و زايل گرداند و اين مانع برودت است ، پس چون مانع زايل گشت در وقت در آن آب از واهب « 4 » صور ، صورت حرارت در آب حاصل آيد و پيدا شود بىآنكه از آتش برون آيد و در آب شود . چو از طباع صور نيست انعكاس شعاع * چگونه بينى روى اندر آينه رخشان ؟

--> ( 1 ) . در اصل : موضع . ( 2 ) . خنور : كوزهء گلى . ( 3 ) . در اصل : بايد . ( 4 ) . ن 2 : در وقت بل آن فيض واهب صور شوند و به وى صورت .