أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

41

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

در جسمى از اجسام قوّتى باشد طبيعى ، كه او را بر حركت همىدارد الى ما لا نهايت ، چنان كه حركت فلك است . و درست كردن اين دعوى را سه مقدمه است : مقدمهء اولى آن است كه هر گاه كه چيزى بود كه جسم را از اجسام بر حركت همىدارد ، در آن جسم هيچ ممانعتى و مقاومتى نبود مر تحريك محرّك را ، [ و نه ] هيچ عايقى اينجا قبول كردن ، مر جسم بزرگتر را همچنان بود ، كه جسم خرد تر را . و فرقى نبود در قبول تأثير ميان جسم بزرگ و ميان جسم خرد و [ در ] هر دو هيچ مقاومت و ممانعت نبود ، و چون چنين بود روا نبود . . . « 1 » و ديگر عاصى تر به سبب خردى و بزرگى . مقدمهء ثانيه : قوّت طبيعى چون جسمى را از اجسام بر حركت دارد ، روا نبود كه به سبب جسميّت اختلافى افتد در قبول تحريك . ازيرا كه طبيعت جسم چون در جسم خود تأثير كند به تحريك او را مقاومت « 2 » و ممانعت نبود ، بلكه مطيع باشد مر قبول تأثير را . ازيرا كه طبيعت جسم مخالف جسم نبود . و چون آنجا مخالفتى نبود هيچ مقاومت و ممانعت نبود . پس واجب كند كه قبول جسم بزرگتر ، تأثير طبيعت خود را همچون قبول جسم خردتر بود مر تأثير طبيعت خود را . و هيچ قوتى و تفاوتى نبود به سبب بزرگى و خردى جسم ، بلكه اگر تفاوت بود به سبب قوّت بود . مقدمهء ثالثه : قوّت طبيعى چون در جسم بزرگتر مشابه باشد مر قوّت جسم خردتر را . تا چنان بود ، مثلا كه اگر از جسم بزرگتر پاره كنى ، هم چند جسم خردترين هر دو ، اعنى دو جسم خردتر و پارهء جسم بزرگتر [ را ] قوّت يكسان باشد ، هم چند هم و همچون هم واجب آيد كه در جسم بزرگتر قوّت بيشتر بود و قويتر از آنكه در جسم خردتر بود . ازيرا كه در جسم بزرگتر هم چندان بود كه در جسم خرد و نيز زياده . پس چنين گوئيم كه نشايد كه در جسمى از اجسام مثلا چون جسم فلك ، قوّتى باشد طبيعى كه او بر حركت همىدارد « الى ما لا نهاية » . ازيرا كه اگر از اين جسم پاره‌اى بگيرى ، قوّت در وى كمتر از آن بود كه در كلّى وى بود . پس اگر فرض كنيم اين هر دو قوه را ، اعنى آنكه در جزو است و آنكه در كلّ است ، مر هر دو و جسم خود را از مبدأ معين آغاز كنند و تحريك همىكنند واجب آيد از آن روى كه در هر دو جسم هيچ مقاومت و ممانعت نبود [ بلكه ] حركتى بود طبيعى . و آن جسم بر حال طبيعى خويش باشد ، ازيرا كه حال طبيعى جسم ، خود سكون اقتضا كند و حركت جسم ، حال خارج طبع اقتضا كند .

--> ( 1 ) . به اندازهء شش كلمه سفيد است . ( 2 ) . در اصل : معاوقت ، كه چند سطر بالاتر هم صورت درست آن كه « مقاومت » است آمده بود . همهء موارد اصلاح شد .