أبو العباس فضل بن محمد اللوكري
21
شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )
بود ، درست بود كه بعضى از حيوان مردم بود . و اين مثال مادّى را به فرض كردن حاجت نيايد ، ازيرا كه خود ظاهر است . و اگر كسى را مراد افتد كه فرض كند ، تواند كردن . و هم متقدّمان اين دعوى را به طريق خلف برهان كردهاند ، و آن نيز نه درست است ، ازيرا كه در خلف از دو وجه « 1 » خطا افتد : يكى آنكه در خلف نقيض به كار بايد داشت ، و ايشان نقيض موجب جزوى و مطلق سالب كلّى ، سالب مطلق همىگيرند ، و نقيض مطلق نيايد ، بلكه نقيض مطلق عام ، دايم آيد ، چنين كه ما در كتاب بيان « 2 » [ بيان ] كردهايم ، و در اين شرح نيز ياد كنيم پس از اين . ديگر خطا آن است كه چون نقيض موجب جزوى و سالب كلّى گرفتهاند ، ايشان آن سالب كلّى را عكس همىكنند ، و ياد كرديم كه سالب كلّى در همهء مواد منعكس نشود ، چنان كه بيان وى در عقب اين سخن ياد كنيم . امّا سالب كلّى و مطلق عام عكس نپذيرد به نزديك محققان اين صناعت ، ازيرا كه توان گفت و راست بود كه : هيچ فرس خسبنده نبود ، اعنى در حال بيدارى . و اين مقدّمه [ اى ] باشد مطلق عام و راست بود ، و عكس نپذيرد ، و عكس وى دروغ بود ، چنان كه گويى : هيچ خسبنده فرس نبود . و از اين مثال و مانند اين چند مثال ديگر [ كه ] معلم اوّل ارسطاطاليس آورده است و ياد كرده است ، معلوم مىشود كه سالب كلّى و مطلق عام عكس نپذيرد در همهء مواد . بلكه از او مطلقات عكس پذيرد ، و آن ، آن بود كه موضوع موصوف بود و حكم كرده بر وى به محمول وى ، مادام تا صفتى از صفتهاى وى كه شرط كرده باشند با وى به جاى بود . مثال اين چنان كه گويى : هر چه منتقل است متغير بود ، اعنى مادام تا صفت انتقال با وى است . پس در اين نوع از مطلقات ، سالب كلّى عكس پذيرد و بس ، و هيچ جاى ديگر نپذيرد . چنان كه گوييم : هيچ منتقل متغيّر نبود ، اين مقدّمهاى باشد سالب كلّى [ را ] از اين نوع از مطلقات و دروغ بود ، و عكس وى همچنين دروغ آيد . چنان كه گوييم : هيچ متغيّر منتقل نبود . « 3 » و شرط قضيهء منعكس اين است كه ، چون اصل راست بود ، عكس راست آيد ، و اگر اصل دروغ بود ، عكس نيز دروغ آيد . پس قضيّه منعكس است ، و ظاهريان منطقيان چنان حكم كنند كه سالب كلّى على الاطلاق چه جاى منعكس است ؟ و از اين مثال كه ما ياد كرديم معلوم شد كه اين حكم ايشان خطاست ، و ما در كتاب بيان الحق اين معانى را شرح تمامتر كردهايم .
--> ( 1 ) . ن 2 : چه ، ن 1 : دوجه . ( 2 ) . كتاب : بيان الحق بضمان الصدق . ( 3 ) . ن 1 و 2 : بود .