قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

869

درة التاج ( فارسى )

صناعات ، و علوم ، و حفظ آن كند بقوّت حافظه . و ثقب عظام - شبيه بمصفاة « 1 » كى ميان دماغ و منخرين است ، به جهت تنسّم هوا ، و دفع فضول غليظهء ارضىّ دماغ . و اعضاء بدن : يا كبارست جون عينين ، و يدين ، [ ( و ) ] يا صغار ، جون ظفر ازيد « 2 » و غشاء ملتحم از عين . و كبار را معدّ كرده‌اند به جهت يك ( يك ) » فعل از افعال حيوان ، جون عينين ابصار « ( را ) » و يدين امساك را . و صغار « 3 » اجزا يك يك عضواند از اعضاء كبار او . و اين صغار را كردند بر آن وجه كى بر آنست بطبع - از هيآت ، و مقادير ، و اوضاع ، و قوام جوهر ، - به جهت فعل عضوى كى اجزاء اواند « 4 » . و همه متعاون « 5 » يكديگر « اند » مر استتمام « 6 » آن فعل را ، جون طبقات - و رطوبات عين ، و ساير اجزاء آن ، جه از آن بعضى « [ آن ] » است كى ابصار به آن است ، جون رطوبت جليدىّ ، - و بعضى آنست - كى جودت و كمال ، و فضيلت ابصار به آن است ، جون غشاء عنبىّ « 7 » - و بعضى آنست كى حفظ و وقايت اينها به آن است ، جون غشاء ملتحم ، - و بعضى آنست كى آن را فوايد ديگرست كى شرح آن دراز « [ مى ] » شود . و در هيآت اعضا و اوضاع « [ آنها حكمى عجيب است - كه [ اگر ] ياد كرديمى آن را كتاب دراز شدى ، و همچنين در افعال اعضا ] » و قوى ايشان . و اعتبار كن وضع كفّ - و اصابع را ، و آنك ابهام بر سمت از « 8 » جهار نيست ، و تفاوت ايشان در طول ، و ترتيب ايشان در صفّ « 9 » واحد ، - جه بأين ترتيب دست صالح شد مر قبض - و اعطا را ، بس اگر بسط كند آن را طبقى باشذ ، او را « 10 » ، بر آن نهند « 11 » آنج خواهذ ، و اگر

--> ( 1 ) - بمصافى را - اصل . ( 2 ) - ويد - م . ( 3 ) - صغار و - اصل . ( 4 ) - او او - ط . ( 5 ) - معاون - م ( 6 ) - استهام - ط - مب . ( 7 ) - عينين - اصل - عينى - مب . ( 8 ) - آن - م . ( 9 ) - در صنف - ط . ( 10 ) - و او را - اصل . ( 11 ) - نهد - م - ط - مب .