قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

784

درة التاج ( فارسى )

مقالت جهارم از فنّ اوّل از جملهء بنجم كى در علم الهى است در كيفيت آنك عقل مصدر اجسام است لابدّست از افتراق اجسام در هيآت ، و هيئاتى كى به آن مفترق مىشوند ممتنع است كى معلول نفس جسميّت باشذ - از آن روى كى جسميّت است - و الّا اجسام متّفق بودندى در هيآت ، و مقادير ، و اشكال ، بسبب اتّفاق ايشان در جسميّت و . جون مجرّد جسميّت اقتضاء اين هيأت نمىكند - با آنك اجسام را قيام نيست الّا به آن ، به جهت استحالت وجود اشياء متكثّره - بىمخصّصات ايشان ، واجب شذ « 1 » ازين كى قيام اجسام نباشذ الّا بجيزى كى غير جسم است ، به جهت آنك : جون بعضى اجسام موجب آن مخصّصات نيستند از آن روى كى جسم‌اند - جسمى غير ( « آن ايجاب » ) آن نتواند كرد [ ب ] سبب اشتراك كلّ اجسام در طبيعت جسميّت ، - و غير جسم . اگر عرض باشذ ايجاد « [ جسم ] » نكند كى جوهرست ، - از براى آنك شناختى از امتناع افادت آنج او را قوامى بنفس خوذ نباشذ ، وجود آنج او را قوامى بنفس خوذ باشذ . [ ( و ) ] اگر عرض « 2 » نباشذ . واجب الوجود نباشذ ، جه ازو صادر نشود بىواسطه آنج او را تركيبى باشذ ، الّا كى [ « ا » ] يجاد احد جزوين « 3 » او كند اوّلا - و ايجاد باقى كند بواسطهء آن ثانيا ، لكن ايجاد كردن او جسم را اين جنين ممكن نيست ، - جه احد جزوين « 4 » او مادّه است ، و آن ديگر صورت ، و از بيش

--> ( 1 ) - باشد - ط . ( 2 ) - غرض - م . ( 3 ) - جزوى - اصل . ( 4 ) - جزوى - اصل .