قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
768
درة التاج ( فارسى )
نفس باشند ، بس باقى نماند « 1 » جيزى كى علّت فاعلى نفس باشذ - بىواسطه ، الّا عقل . بس كل نفوس در وجود ذوات ايشان مستند باشند بعقلى : يا بىواسطه ميان ايشان ، يا بواسطه - كى او نفس باشد ، و لكن نه از آن روى كى تأثير كند در وجود نفسى كى معلول اوست ، جه او از آن حيثيّت عقل باشذ - به جهت استغناء او در آن فعل در ذات خوذ - و در فاعليّت خود - از جسم ، و از بيش تقرير آن گذشت . و ممتنع نيست كى شىء واحد نفس باشذ باعتبارى ، و عقل باعتبارى ، يا نفس در زمانى - و عقل در زمانى ديگر ، - جه مجرّ « [ د ] » ى كى فعلى كند باعتبار تعلّق او ببعضى اجسام ، و فعلى ديگر كند باعتبار تجرّد او از آن علاقه در وقتى ديگر ، بأين مثابت است . و نفوس ناطقه بعد از موت بدن اگر متعلّق نشود حينئذ بجسمى - البتّه ايشان عقول باشند در آن حالت - نه نفوس ، « [ و بيش از آن حالت نفوس ] » بودند - نه عقول ، و اين از آنهاست كى صريح « 2 » عقل بغريزت [ ( خوذ منع ) ] آن نمىكند ، بلك اگر ممتنع باشذ محتاج شوند در بيان امتناع او « 3 » بدليلى منفصل . بس متحصّل شذ از جميع اين ، كى علّت قريبهء فاعلى نفس : واجب الوجود نيست ، و نه عرضى ، و نه جسمى ، و نه احد جزوين او - اعنى مادّه ، و صورت ، و نه نفسى ديگر - از آن روى كى نفس است ، بس علّت او عقل باشذ : يا مطلقا - يا ببعضى اعتبارات « 4 » ، و لابدّ باشد كى منتهى شود بآنج او [ « عقل » ] مطلق باشذ ، و كلّ نفوس مستند شوند به آن ، و هو المطلوب .
--> ( 1 ) - بماند - م . ( 2 ) - دريح - اصل . ( 3 ) - آن - م - ط - مب . ( 4 ) - يا باعتبارات - يا ببعضى اعتبارات باشد - م - ط .