قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
710
درة التاج ( فارسى )
شجر « 1 » را در آب جنان مىيابيم كى مواضع آن مختلف مىشوذ باختلاف مقامات ناظرين . و محتمل است كى انطباع بحقيقت حاصل شوذ ، و لكن صورت عظيم بر مقدار خود منطبع نشوذ ، بل بر مقدار صغيرى كى ادراك شىء بر عظم خود اقتضاء آن كند . و بر هيئاتى باشد كى - افادت ادراك ابعاد كند ميان رائى - و مرئى ، - جنانك صور [ ر ] ا نقش مىكنند بر سطوح - بر وجهى كى ناظر دريشان در مىيابد اعماق آن اجسام را ، و ابعادى كى ما بين ايشان است . و از شأن « 2 » اضواء و الوان مشرقه « 3 » انعكاس است بر مقابل آنج اضواء و الوان او راست ، و جون جشم مقابل او شوذ لابدّ باشد از تكيّف او بضوء - و لون . و ازينست كى جدر جدران را مىيابيم كى مستضىء مىشوند بضوء آنج مقابل ايشان است ، و متلوّن مىشوند بلون او ، جون اخضرار جدار ، و احمرار او از ثياب خضر ، و حمر . و در ابصار اعتبار خروج شعاع از جشم نيز مىكنند - كى بر شكل مخروطى باشد : قاعدهء او نزد مبصر ، و سر آن نزد جشم « 4 » ، و مبنى علم مناظر برين است . و دليل برين آن است كى حيواناتى كى نور جشم ايشان بسيار باشد - و اينها آنند كى جشمهاى ايشان را در تاريكى بينند « 5 » بسبب كثرت ضوء ايشان [ در شب ] سخت تاريك مىبينند . و آن كس كى نور جشم « 6 » او قويست - ابصار او قويست ، و آن كس كى اندك است - اندك است . و نور جشم « 7 » محسوس است ، پس بضرورت در مقابل خوذ استضائ ( تى ) تأثير كند - و مراد به خروج « 8 » شعاع از جشم خروج حقيقى نيست ، بل آن را خروج بمجاز مىگويند . جنانك مىگويند ضوء از آفتاب برون مىآيد با آنك از بيش روشن شد كى ممتنع است خروج جيزى از جشم - بر تقدير آنك شعاع جسم باشد - و اگر جه آن باطل است ، و بر تقدير آنك شعاع
--> ( 1 ) - و ما شىء - م . ( 2 ) - ازيشان - اصل . ( 3 ) - مشرّفه - م . ( 4 ) - جسم - اصل . ( 5 ) - نبينند - اصل . ( 6 ) - نور جسم - اصل . ( 7 ) - نور جسم - اصل . ( 8 ) - مراد خروج ط .