قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
681
درة التاج ( فارسى )
آن مواضع مختلف نشدى . و جون آثارى كى از مقتضيات شعاع آفتاب است ، جون تسخين ارض ، و توليد ابخره ، در جانب جنوب اكثرست و أقوى از وجود ايشان در ناحيت شمال ، دلالت كرد اين از طريق حدس - مضاف با آنج از رصد يافتهاند از اختلاف حركت او در نصفى منطقة البروج - بسرعت - و بطوء ، و از آنك جرم او را در كسوفات در اواسط زمان بطوءاند كى « 1 » كوجكتر از آن مىيابند - كى در اواسط زمان سرعت - بر آنك آفتاب در بطوء أبعدست از مركز عالم ، و در سرعت اقرب بأو . پس حركت او اگر خارق فلك نباشد : يا بر محيط كرهء صغير باشد - غير شامل زمين - متحرّك بر نفس خود ، و محرّك او فلكى ديگر - كى مركز او مركز عالم باشد و آن كره را فلك تدوير خوانند ، يا بر محيط كره كى شامل زمين باشد ، لكن مركز او خارج باشد از مركز زمين ، تا يك بار نزديك شوذ به زمين ، و ديگر بار دور ، و أبعد بعد او را اوج خوانند : و أقرب قرب او را حضيض . و دلالت كرد مشاهده بر آنك قمر در حركت خود از مغرب بمشرق سريع مىشود يك بار ، و بطيء ديگر بار - بىآنك مختصّ باشد آن « 2 » بموضعى از فلك ، بل در جميع اوضاع او واقع شوذ . و اين حال جون حركات بسيطهء او را اختلافى عارض نشوذ ، و او به حركت خوذ فلك را خرق نكند ، دليل باشد بر آنك او متحرك بوذ بر فلك تدويرى كى تحريك « 3 » كند او را يك بار به جهت شرق ، و يك بار به جهت غرب ، و او را سرعت و بطوئى حاصل شوذ ، و جون بارى شمالى گردذ از آفتاب - و بارى جنوبى ازو ، دانستند بر آن اصل ، كى فلك تدوير او حركت نمىكند « 4 » در مسامتهء فلك البروج ، بل بر محيط دائره مايل باشد از آن قاطع دائرهء كى مرسوم باشذ بر كرهء قمر ، موازى فلك البروج بر دو نقطهء متقابل - كى يكى [ را ] رأس گويند ، و او آن است كى جون قمر ازو بگذرد - در
--> ( 1 ) - بطوءاند كه - م . ( 2 ) - از آن - م . ( 3 ) - تحرير - م . ( 4 ) - حركتى كند - اصل .