قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
677
درة التاج ( فارسى )
كردهاند بما . و ( اين باقى را حركتى بطيء يافتهاند كى در سنين متطاولهاند كى ) از آن ظاهر شوذ و آن بر آنج متأخّران يافتهاند در هر صذ سال قريب درجه و نيم باشد از دور فلك - كى مجموع دور او مقسومست بسيصذ و شست درجه . و آن هفت را متحيّره نام كردهاند ، و آن قمرست ، و عطارد ، و زهره ، و شمس ، و مرّيخ ، و مشترى ، و زحل . و باقى را ثوابت نام كردهاند ، و ايشان بسيارند جنانك در عدّ « 1 » نيايند . و محتمل است كى مجرّه از آنها باشد ، لكن كوكبى جنداند متقارب الوضع - كى آن را جون لطخهء مىبينند . و هر يك از متحيّره مسامت ثوابت شوند ، و حركت كنند ازيشان بسوى مشرق . و امّا ثوابت به جهت آنك جون كوكبى از متحيّره مسامت كوكبى مىشود از ثوابت در ناحيت مغرب و باز ميگردذ به او در مدتى معلوم ، و مدد متطاوله بر آن نمىگذرد « 2 » مسامتهء آن متحيّره آن ثابته را ، در جانب شرقى مىيابند از آن موضع . و اين دلالت كند بر آنك ثوابت متحرّكاند بسوى شرق - بعد از آن متحيّره و اكثر ثوابت مشاهد ( ه ) متحرّكاند از مشرق به مغرب ، در هر شبانروزى يك دوره . و اين دالّ است بر وجود فلكى محيط به همه - كى تحريك كند همه را به آن حركت . و اگر كواكب همه در يك فلك بوذندى و به حركت « 3 » او حركت كردندى بسوى شرق « 4 » و فلك محيط او را بسوى غرب تحريك كردى ، حركات ايشان بشرق در سرعت و بطوء متساوى بوذى ، و آن را جنين نيافتيم ، پس ايشان در جند فلك باشند بعضى [ از ايشان ] محيط ببعضى . و جون قمر را كاسف « 5 » عطارد - و آفتاب يافتهاند ، و عطارد را كاسف زهره ، دانستهاند : كى فلك قمر شيب فلك عطارد - و آفتاب است ، و فلك عطارد شيب فلك زهره . و جون زهره كاسف مرّيخ بوذ ، و مرّيخ كاسف مشترى ، و مشترى كاسف زحل ،
--> ( 1 ) - عدد - ط . ( 2 ) - بمىگذرد - م . ( 3 ) - تحريك - اصل . ( 4 ) - مشرق - م . ( 5 ) - كاشف - اصل