قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

663

درة التاج ( فارسى )

ممتزجه ، و ازين جهت مستعدّ قبول صورتى مىشوذ اشرف از صور معادن ، تا حاصل شوذ درو از آثار آنج حاصل نشوذ در معادن ، يا آنج اقوى و و اظهر باشد از آنج در معادن است ، جون تغذيه ، و نمو ، و توليد - كى احكام آن را ياذ كنيم - وقتى كى سخن در نفس گوئيم ، و از آن جهت محتاج شد بتغذيه - تا منحفظ بماند - جون كامل باشد ، و محتاج شد بنموّ تا تكميل او كند ، يا انحفاظ جون ناقص باشد ، و اين هر دو بحسب شخص است ، و محتاج شد بتوليد بحسب نوع - تا استبقاء نوع كند بحصول أمثال او . و نبات منقسم ميشوذ بتقسيمات بسيار و در نبات آلاتيست كى جارى مجرى آلات حيوان است - جون عروق از براى تأديهء غذا ، و جون قشور - جارى مجرى جلد ، و جون شوك كى جارى مجرى قرون و مخالب است - كى ايشان جون سلاح‌اند حيوان را - كى به آن دفع بعضى از آفات خارجى كنند « 1 » ، و اصل او كى در زمين است جارى مجرى سرست و ازين است كى جون آن را ببرند تمامت قوى او باطل مىشوذ . و كلام در نبات درازست ، و افراد كرده‌اند كتب بسيار در نبات ، و ياذ كرده‌اند آنج واقف شده بر آن از احكام آن . و در كتب طبّ ياذ كرده‌اند بسيار از قوى ، و افعال او در بدن انسان ، و ملايم اين كتاب نيست ذكر جيزى از آن . و تكوّن حيوان از مزاجيست اقرب باعتدال ، و احسن ، و اتمّ - از امزجهء نباتى ، و ازين جهت است كى مستعدّ قبول كمالى شد - كى اكمل است از كمال نباتى . و از بهر اينست كى ظاهر شد ازو ، افعال قواى نباتى ، و زيادت افعال ، قواى ديگر ، جون حركت ارادى ، و ادراكات ، كى نبات را مثل آن نيست ، البتّه ، و اگر نبات را جيزى از ان باشد آن اضعف باشد ببسيارى از آنج حيوان را باشد - و اخفى ، تا بغايتى كى از خفاء اگر

--> ( 1 ) - كند - اصل .