قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
661
درة التاج ( فارسى )
از آن حاصل شوذ اجساد متطرّقه - صابر بر آتش و ذائب به آن ، و اينها جون ذهب است . و فضه . و نحاس . و حديد . و رصاص ابيض . و اسرب . و خارصينى و ازينها بعضى آنند كى قابل ذوباند « 1 » به سهولت جون رصاص ، و بعضى آنند كى قبول نكنند آن را ، الّا بحيلت ، جون حديد . و باشد كى اين هفت مركّب باشند از زيبق ، و كبريت . و ازينست كى زيبق را متعلّق مىبينند بايشان ، و گردنده « 2 » در آنج ميگذرانند ازيشان . و جون زيبق را عقد كنند برايحهء كبريت جون رصاص مىباشد ، و محتمل است كى اختلاف اينها بسبب آن باشد كى جون : زيبق ، و كبريت ، هر دو صافى باشند ، و انطباخ زيبق بكبريت انطباخى تامّ باشد : اگر كبريت احمر باشد و درو قوّتى صبّاغه لطيفه - غير محرقه باشد ، ذهب متولّد شوذ . و اگر كبريت ابيض باشد فضه متولّد شوذ . و اگر زيبق و كبريت نقى باشند ، و در كبريت قوتى صبّاغه باشد - « و » لكن بيش از استكمال نضج ، بردى عاقد به آن رسد ، خارصينى متولّد شوذ . و اگر زيبق نقىّ باشد و كبريت ردئ : اگر در كبريت قوّتى احراقى باشد نحاس متولد شوذ . و اگر زيبق جيّد المخالطه « 3 » با كبريت نباشد رصاص ابيض متولد شوذ . و اگر زيبق و كبريت هر دو ردئ باشند ، و زيبق متخلخل و ارضى باشد و كبريت با رداءتش محرق حديد متولّد شود . و اگر با ردائت ايشان هر دو ضعيف التّركيب باشند رصاص اسود متولّد شوذ . و آن اسرب است . و آنج گداخته مىشوذ از معادن و متطرّق نمىشوذ جون زجاج بسبب غلبهء مائيّت است و قلّت دهنيّت ، و ارضيّت ، و آنج گداخته نمىشوذ و نه متطرّق ، و تحليل او صعب مىباشد - بسبب غلبهء ارضيّت است در آن و قلّت مائيّت و دهنيّت جون مرقشيشاء و طلق . و آنج متطرّق
--> ( 1 ) - ذهباند - اصل . ( 2 ) - گرديده - ط . ( 3 ) - المحاطه اصل .