قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
654
درة التاج ( فارسى )
و امّا آنج حادث مىشوذ در زمين : يا بر روى زمين است ، يا در شيب زمين ، و از آن ارتفاع جبال و تلال است « 1 » و سبب او آن است كى جون حرّ عظيم نيابد طينى بسيار لزج يا دفعة - يا پس « 2 » مرور ايّام عقد كند آن را بسنگى « 3 » بزرگ ، و آن طين بعد از تحجّر او مختلف شوذ اجزاء او در صلابت - و رخاوت ، و مياه قويّة الجرى يا رياح عاصفه ، رخوه را حفر مىكند ، و صلبه مرتفع مىماند - بسبب آنك رياح و سيول - لا يزال در آن حفرها غوص مىكنند . و گاه باشد كى جبال متكوّن شوذ از تراكم عماراتى كى خراب شده باشد در أزمنهء متطاوله ، و از غير آن . و منافع جبال بسيارست ، - جه بسيار از عيون و سحب ، و معادن متكوّن مىشوند در آن ، يا در آنج نزديك است به آن ، جه او بسبب صلابتش ابخره ازو منفصل نمىشوذ ، بل كى محتقن مىشوند در آن ، و مبدأ عيون ميگردند - جنانك زوذ باشد كى بشناسى آن را ، و محتمل است كى مستقرّ جبال مياه باشد . و تشبيه كردهاند جبال را بأنابيق ، و اراضى - كى شيب آن است بقروع ، و عيون را با ذباب ، و بخار ، و اوديه را ، بقوابل . و در باطن جبال از نداوات جندان است كى در ساير اراضى نيست ، و جبال بسبب ارتفاع ابردست ، بس باقى ماند بر ظواهر آن از اندا ، و ثلوج ، آنج باقى نماند بر غير آن ، و ابخره متصاعده محتبس نمىشوند « 4 » در آن ، و نه متفرّق شوند ، و نه متحلّل . و اين همه از آنهاست كى موجب تكوّن آن است « 5 » . و به جهت آنك موادّ معادن ، و آن ابخرهء باشد كى باقى ماند مدتى مديد در موضعى واحد در جبال بسيار مييابند معادن در آن بسيار باشد . و سبب ارتفاع قدر مكشوف از زمين آن است كى حاصل مىشوذ در بعضى جوانب او از جبال و تلال و در غير آن از اغوار و وهاد بأسبابى كى مطلع نشذهايم بر آن ، پس آب بطبع سايل شود بمواضع عميقه ، و منكشف شوذ مواضع
--> ( 1 ) - و تلالتر - اصل . ( 2 ) - يا بر مرور - ط . ( 3 ) - بستگى - اصل . ( 4 ) - ميشوند - اصل . ( 5 ) - سحب است - ط .