قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
647
درة التاج ( فارسى )
سطوحى كى تصغّر اجزاء متماسّ موجب آن باشد ، فعل او اقوى باشد . و ازين است ( كى ) هرگاه كى تصغّر اجزاء عناصر بيش باشد - امتزاج ايشان اتمّ باشد . و جون تفاعل كنند هر يك ازيشان - به صورت فعل كنند ، و بمادّه منفعل شوند ، جه فعل و انفعال مختلفاند ، ايشان را تصوّر نتوان كرد از حيثيّتى واحده - متشابهه . و اين جون حركت حجر باشد بأسفل ، جه متحرّك مادّهء او باشد ، و محرّك صورت نوعى او . و جون تفاعل ميان مجتمعين منتهى نشوذ « 1 » بحدّ تشابه در جميع اجزاء آن را تركيب خوانند - نه امتزاج . و مركّب اعمّ است از ممتزج . و جون حارّ و بارد مجتمع شوند باقى نماند هر يك از حرارت و برودت « مكسر آن ديگر » زمان « 2 » ديگر ، و نه نيز آنك حاصل شوذ در هر يكى از مجتمعين حرارتى و - برودتى - جه اجتماع ايشان در محلّ واحد محال است ، بل كى كيفيّت هر يكى ازيشان باطل مىشوذ - و او را كيفيّتى ديگر متوسّطه كى غير طرفين باشد بنوع حاصل ميگردذ . از مبدئى كى فياض آن كيفيّت باشد نزد استعداد قابل ، بسبب آن اجتماع مر حصول آن كيفيّت او را . و معنى اشتداد كيفيّات و ضعف ايشان آنست كى كيفيّتى باطل شوذ و اشدّ ازو يا اضعف ازو از باب او حادث شوذ . و اگر اشتداد كيفيّت انضمام ديگرى مثل او بوذى به او ، اجتماع مثلين در محلّ واحد بىفارقى لازم آمذى و آن محال است ، و اگر نه بقاء عناصر بوذى در ممتزج متميّز نشدندى از يكديگر - جون وضع كردندى در قرع و أنبيق . و ممتزجات : گاه باشد كى تأثير كنند بنفس مزاج ، جون تبريد آنج برودت برو غالب باشد - و تسخين آنج حرارت برو غالب باشد ، و آن را تأثير بكيفيّت خوانند .
--> ( 1 ) - شود - ط . ( 2 ) - به آن - اصل .