قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
635
درة التاج ( فارسى )
و اگر بصعوبت باشد يابس بوذ . و ما جون تأمّل مىكنيم بسائط اجسامى را كى نزد ماست - در عالم كون ، و فساد نمىيابيم آن را خارج از جهار : زمين و لازم اوست از تقسيم اوّل كثافت « 1 » ، و از ثانى برودت ، و ثقل ، و از ثالث يبوست . و آب و لازم اوست از تقاسيم سهگانه اقتصاد ، و برودت يا ثقل [ و ] رطوبت . و هوا و لازم اوست از تقاسيم مذكور لطافت ، و حرارت با خفّت ، و رطوبت . و آتش [ و ] لازم اوست از سهگانه : لطافت ، و حرارت - با خفّت ، و در يبوست او ، يا رطوبت او شك است . امّا آنج بحسب تقسيم اول است ظاهر است ما را در زمين ، و آب و هوا ، و خافى بر ما در آتش ، و دلالت مىكند برو در آتش آنك ما مىبينيم آتش را : كى هرگاه كى قوىترست تلوّن او كمترست ، - جه « كورهء » حدّادان جون آتش در آن قوى مىشوذ لو [ ن ] او نمىرود « 2 » . و مىيابيم أصول شعل را - و آنجا كى آتش قوى باشد و متمكّن از احالت تامّه اجزاء ارضى را شفّاف ، جنانك او را ظلّ نمىباشد . و اجسام دخانى جون صاعد مىشوذ بقرب فلك محترق ميگردذ ، و اگر آنجا طبيعتى محرقه « 3 » نبوذى كى آن آتش است آن [ ا ] حتراق دائم يا اكثر ( ى ) نبوذى ، و اگر آن آتشى كى نزد فلك است لطيف نبوذى واجب بوذى كى ساتر آسمان و كواكب بوذى . پس ثابت شد كى آتشى كى بيش ماست از آن جهت ساتر ما وراء خويش است كى مخالط اوست اجزاء ارضى ، و ازين است كى هرگاه ( كى ) اجزاء ارضى درو بسيار باشد لون او قوىتر باشد ، و هرگاه كى آن اجزاء كمتر باشد لون آتش صافىتر بوذ و مايل بشفّافيّت . پس ثابت شد كى نار بسيطه شفّاف است جون هوا . و امّا آنج بحسب تقسيم دوّم است نزديكتر « 4 » است بوضوح لكن حرارت هوا بقياس با آب است نه با آتش . و ازين است كى آب متشبّه « 5 »
--> ( 1 ) - كثافت را - ط . ( 2 ) - او بميرود - م او نمىنروذ - اصل . ( 3 ) - محترقه - م . ( 4 ) - نزديك - ط - م . ( 5 ) - مشبه - م .